کد خبر: ۳۶۸۳
تاریخ انتشار: ۰۶ آذر ۱۳۹۳ - ۰۹:۳۴
سه دلنوشته برای شهید آیت الله سید حسن مدرس

مدرس؛ نامی بلند

سیلی استبداد، گونه های مردانه مدرس را سوزاند، ولی حتی یک آه هم نکشید. این، درس بزرگِ مردی است که با مفهوم بزرگواری، مهربان است و با زور و تحقیر، آشتی نمی کند. مدرس، نام بلند اجتهاد و مردمی بودن است؛ نام زیبای ساده زیستی و حقیقت؛ کسی که حبس و سیلی و تبعید و مرگ را در برابر آفتاب حقیقت و آزادگی، چیزی نمی دانست. صراحت کلامش، ترس را ترسانده بود و هر چه از طنین کوه ها می فهمید، بی پروا، پژواک می کرد: «من در این کشمکش، چشم از حیات پوشیده، از مرگ باک ندارم. آرزو دارم اگر خونم بریزد، فایده ای در حصول آزادی داشته باشد .»هنوز خاطره اش جاری است مدرس، گاه قلم می شد برای فقه و تفسیر قرآن و آن گاه که وظیفه ایجاب می کرد، زبان می شد برای نطق و اعتراض یا طرح بر کرسی مجلس. هنوز صندلی های مجلس، از کلام آتشین و گرم او بیدار مانده و خاطره نمایندگی شجاع ملت، فروتن در تاریخ مجلس و در گوش زمان پیچیده است.

شیرین ترین روزه

می نوشی؛ هر چند می دانی که برایت سرنوشتی تلخ تر از شوکران خواسته اند. روزه ات را با زهر افطار می کنی. شیرین تر از این روزه سراغ ندارم؛ روزه ای که به پرندگی ختم شود. زهر را می نوشی؛ همان گونه که جدت امام حسن مجتبی علیه السالم نوشید. می نوشی با طمأنینه؛ عطر بهار از پاییز اتاقت لبریز می شود. هنوز استوارتر از هر سروی، به کسانی که آمده اند تبر به ریشه ات بزنند می نگری. دیوارها دیگر عطر نفس هایت را حس نمی کنند، دستار سیاهت بوی زندگی گرفته است؛ بوی جان، بوی تو را گرفته است، سید حسن مدرس!

منتظربصیر

انتظار برای ظهور، آماده سازی و زمینه سازی است. تاریخ، تمام حرکت ها و نهضت های شیعی علیه باطل و استثمار را عقیده به مبارزه تا پیروزی حق بیان می کند. کسانی را می بینیم که به پا ایستاده و مصمم و عاشقانه بذل جان نموده اند. هنوز صدای گرم و کلام آتشین نماینده شجاع ملت در فضای مجلس پیچیده است. ای مدرس، کجاست فریادهای با شکوهت که استبداد را ترسانده بود و کلام شور انگیزت که چراغ عدالت را روشن نگاه می داشت. آه سید، بی تو و بی مرام تو بهارستان، بهار را گم خواهد کرد. در سالروز شهادتت قدم در جای پایت نهاده و با نگاهی به مبارزه و مجاهده ات، عهد می بندیم تا ادامه دهنده نهضت انتظار تو باشیم.

نام:
ایمیل:
* نظر:
پربحث ترین