کد خبر: ۳۴۴۹
تاریخ انتشار: ۰۲ آذر ۱۳۹۳ - ۰۹:۰۸
زندگی نامه شهید مدرس
به مناسبت 10 آذر سالروز شهادت شهید مدرس به بازنگری سیر مجاهدت و مبارزه مردی می نشینیم که در نهایت ساده زیستی و بدون واهمه از کسی با شجاعت تمام به حق گویی پرداخت و در مقابل رضاخان مقاومت کرد.
محقق: سید علی درچه ای




طلیعه زندگی
ولادت:1249شمسی[1]

محل تولد: زواره از توابع سرابه اردستان[2]

در سال 1255ش - عزیمت به قمشه برای شروع تحصیلات در سن 6 سالگی و تحصیل نزد پدر بزرگش سید عبدالباقی[3].

در سال 1263ش- فوت اولین استادش سید عبدالباقی و رفتن به مدرسه علمیه ی حاج عبدالحمید و همچنین آموزش مقدمات عربی نزد پدر[4]

در سال 1265ش- عزیمت به اصفهان برای ادامه تحصیل و اقامت 13 ساله در اصفهان.[5]
در سال 1271ش- ازدواج با دختر یکی از ساکنان دهکده اسفه در سن 22 سالگی.[6]

در سال 1273ش- از دست دادن پدر در سن 24 سالگی.[7]

اجتهاد

در سال 1278ش بعد از فراگیری دروس خارج فقه و اصول در اصفهان عازم عتبات شد و از میرزای شیرازی کسب فیض کرد سپس در مدرسه صدر نجف ساکن گردید. برای امرار معاش پنجشنبه و جمعه کارگری می کرد. او بعد از هفت سال درک درس آخوند خراسانی و سید محمد کاظم طباطبایی بدرجه اجتهاد رسید.[8]

آیت الله سید محمد کاظم یزدی -آیت الله آخوند خراسانی صاحب کفایة الاصول

لقب مدرس

در سال 1285ش پس از کسب اجتهاد قصد مراجعت کرد که به او پیشنهاد مرجعیت شیعیان هند شد ولی بدلیل تمایلی که به ایران داشت در سن 37 یا 40 سالگی به اصفهان رفت و در منزل محقری مسکن گزید.[9] صبحها در مدرسه جده كوچك (مدرسه شهيد مدرس ) درس فقه و اصول و عصرها در مدرسه جده بزرگ درس منطق و شرح منظومه مى گفت و در روزهاى پنجشنبه طلاب را با چشمه هاى زلال حكمت نهج البلاغه آشنا مى نمود. تسلط وى به هنگام تدريس در حدى بود كه از اين زمان به ((مدرس )) مشهور گشت.[10] او بدلیل ساده زیستی و صراحت کلام و مبارزه آشتی ناپذیر با مستبدان بزرگ شهر، به زودی شاخص شد.[11]

شهید مدرس در کنار مشروطه خواهان بختیاری

انجمن ملی

در جریان جنبش مشروطیت با کمک نور الله اصفهانی انجمن ملی را مخفیانه بر ضد مستبدان تشکیل داد و با کمک مشروطه خواهان بختیاری به رهبری صمصام السلطنه قوای دولتی به سرکردگی اقبال الدوله کاشانی در اصفهان را برکنار کرد[12]

صمصام السلطنه بختیای- حاج آقا نور الله اصفهانی

ترور

در سال 1287ش صمصام السلطنه در اصفهان حکومت را در دست گرفت و انجمن ولایتی تشکیل داد و مدرس نائب رئیس آن شد. صمصام اسلطنه به عنوان جبران خسارت، در صدد گرفتن مالیات از مردم برآمد که با اعتراض شدید مدرس مواجه شد. صمصام مدرس را دستگیر و به تخت فولاد تبعید کرد اما به خاطر اعتراض علما و مردم او را به شهر برگرداند و در وضع مالیاتی تجدید نظر نمود،[13] اما آنان توطئه کرده و 2 بار به او سوء قصد کردند که مدرس از آنها جان سالم بدر برد.[14]

تصویر مکان ترور نافرجام شهید مدرس در مدرسه جده بزرگ اصفهان-جای گلوله هایی که به طرف مدرس انداخته اند دیده می شود

ناظر مجلس

درسال 1289ش در دور دوم مجلس[15] و مطابق اصل دوم متتم قانون اساسی، مدرس به عنوان یکی از پنج مجتهد طراز اول برای نظارت بر مصوبات و قوانین مجلس از سوی آخوند خراسانی و شیخ عبدا... مازندرانی به مجلس معرفی گردید و در تهران ساکن شد.[16] در سال 1290ش رسیدگی به امور مدرسه عالی سپهسالار را بعهده گرفت و به تدریس پرداخت.[17]


نمایی از خانه شهید مدرس در تهران

اولتیماتوم روس

در سال 1290ش روس ها به بهانه حضور شوستر آمریکایی در دربار که امور مالیه را بعهده داشت اولتیماتوم دادند که مجلس تحت تاثیر چهره هایی چون مدرس بشدت با اولتیماتوم روسها مخالفت کردند ولی قوای روس بدون توجه به مخالفت ایران وارد بندر انزلی شد و تا قزوین پیشروی کرد.[18]


مورگان شوستر در کاخ اتابک

جنگ جهانی اول
در سال 1293ش و شروع جنگ جهانی اول ، دولت ایران رسما اعلام بی طرفی کرد اما قوای روسیه، انگلیس و عثمانی بدون توجه به موضع ایران به زدو خورد با یکدیگر پرداختند.[19]

کمیته دفاع ملی

در سال 1294ش بیست و هفت نفر از نمایندگان مجلس و گروهی از رجال سیاسی و مردم عادی به منظور مقابله با تجاوزات روس و انگلیس، به طرف قم حرکت کردند و در آن شهر کمیته دفاع ملی را تشکیل دادند و هیات چهار نفری را برای اداره امور برگزیدند که مدرس یکی از آنها بود.[20]

در سال 1296ش قوای روس مهاجران را تعقیب کرد که آنان ناگریز به غرب کشور رفته و از راه کرمانشاه، کرند و قصرشیرین خود را به اسلامبول رساندند. در میان راه زد و خوردهایی با روس ها صورت گرفت.*[21]

تشکیل دولت

مهاجران در تبعید دولتی به ریاست نظام السلطنه تشکیل دادند که مدرس در آن وزیر عدلیه و اوقاف بود.[22]

مدرس در استامبول در مدرسه ایرانیان به تدریس پرداخت که پس از مدتى سلطان محمد پنجم پادشاه عثمانى از وى دعوت كرد كه براى ملاقات ومذاكره در قصر او حضور يابد. مدرس در اين ملاقات با استقامت و شجاعت و اعتماد به نفس شگفت انگيزى سخن گفت و از دولت عثمانى خواست تا از الحاق قسمتى از خاك آذربايجان به كشورش جلوگيرى به عمل آورد[23] (جمال الدین اسدآبادی و بیداری مشرق زمین، استاد محمد محیط طباطبایی ص ص230 و 204)

در سال 1297ش با پایان یافتن جنگ جهانی اول مدرس به همراه دیگر مهاجران به تهران بازگشت و در مدرسه دینی سپهسالار كه نیابت تولیت آن را داشت، به تدریس پرداخت و در نظام اداری و آموزشی آن، تحولی به وجود آورد.[24]

قرارداد1919

در سال 1298ش وثوق‌الدوله در صدد انعقاد قرارداد ننگین 1919 با انگلستان بود كه براساس آن اختیار امور مالی و نظامی دولت ایران در دست مستشاران انگلیسی قرار می‌گرفت[25]. وثوق‌الدوله تصمیم داشت تا این قرارداد را در مجلس به وسیله طرفداران و دست‌نشاندگان خود به تصویب برساند اما براثر مخالفت‌های مدرس در مجلس و افكار عمومی، مجلس قرارداد مذكور را رد كرد و وثوق‌الدوله به ناچار از كار بركنار گردید[26]. تلگراف سرپرس كاكس انگلیسی به سرلرد كرزن نشان می دهد، مدرس مهمترین مخالف این قرار داد ننگین بود[27]

وثوق الدوله و لرد کرزن طراح و حامی اصلی قرارداد 1919

کابینه سیاه
پس از كودتای سوم اسفند 1299 كه توسط رضاخان و سید ضیاءالدین طباطبایی صورت گرفت، بسیاری از آزادیخواهان دستگیر شدند. از جمله آنان مدرس بود كه به قزوین تبعید و در آنجا زندانی گردید. وی بیش از سه ماه در حبس بود و پس از سقوط کابینه سیاه توسط احمد شاه آزاد شد.[28]

سید ضیاءالدین طباطبایی

نائب رئیس

در سال 1300 ش مدرس در انتخابات دوره چهارم مجلس شورای ملی به نمایندگی مردم تهران انتخاب شد و بعنوان نائب رئیس مجلس انتخاب و رهبری اکثریت مجلس را بعهده گرفت. وی در آغاز این دوره با تصویب اعتبارنامه نمایندگان موافق قرارداد 1919 و همكاران وثوق‌الدوله مخالفت كرد و مانع تصویب اعتبارنامه آنان شد[29]

نطق آتشین

مدرس در دوره چهارم در تاریخ 12/7/1301 در جلسه 148 مجلس، در نطقی از رضاخان، سردار سپه، عامل كودتا كه پست وزارت جنگ را داشت و پایه‌های دیكتاتوری خود را مستحكم می‌كرد به شدت انتقاد نمود[30] و گفت: «عجالتاً امنیت در دست كسی است كه اغلب ماها خوشوقت نیستیم... ما [نمایندگان] بر هر كس قدرت داریم پادشاه را عزل كنیم، رئیس‌الوزراء را بیاوریم سؤال كنیم، استیضاح كنیم، عزلش كنیم و همچنین رضاخان را استیضاح كنیم، عزل كنیم. قدرتی كه مجلس دارد هیچ چیز نمی‌تواند در مقابلش بایستد...»[31]

استیضاح مستوفی الممالک

در خرداد 1302 مدرس برای جلوگیری از قدرت یافتن رضاخان، مستوفی الممالک را بدلیل عدم قاطعیت كافی او، برنامه‌هایش و وجود رضاخان در پست وزارت جنگ استیضاح و دولت مستوفی و کابینه را ساقط کرد.[32]

علیه رضاخان

مدرس در انتخابات دوره پنجم مجلس شورای ملی كه در اواخر 1302 برگزار شد، علیرغم اعمال نفوذ نظامیان و مأموران شهربانی، به نمایندگی مردم تهران انتخاب گردید و از طرفی رضاخان به فرمان احمدشاه به نخست‌وزیری منصوب شد. طرفداران رضاخان در داخل و خارج برای برچیدن رژیم قاجار و روی كار آمدن رضاخان، زمزمه ایجاد جمهوری در كشور را سر دادند. مدرس كه به نیت اصلی رضاخان و طرفدارانش پی برده بود با تغییر رژیم به مخالفت برخاست، اما همچنان نمایندگان هوادار رضاخان برآن امر اصرار داشتند[33]

سیلی

در سال 1302ش به منظور خاموش ساختن و عقب نشاندن مدرس، حسین احیاء السلطنه بهرامی[34] یکی از نمایندگان به تحریک محمد تدین به او سیلی زد. خبر سیلی خوردن مدرس به بیرون از مجلس نیز كشیده شد و بلافاصله بازار تهران به‌عنوان اعتراض بسته شد و گروه وسیعی از مردم و روحانیون به تظاهرات پرداختند[35]

احیاءالسلطنه بهرامی

انصراف رضاخان

در 2 فروردین 1303 تظاهرات دیگری در طرفداری از مدرس و مخالفت با جمهوری در اطراف مجلس شورای ملی برپا شد. رضاخان كه مخالفت شدید مدرس و نگرانی و اعتراض بسیاری از علما را از ایجاد جمهوری مشاهده كرد طی اعلامیه ای در فروردین آن سال، انصراف خود را از ایجاد جمهوری اعلام كرد، و برای اطمینان دادن به علما به قم رفت و با علمای آنجا دیدار نمود.[36] رضاخان در بهمن 1303 جهت جلب رضایت مدرس برای کسب مقام فرماندهی کل قوا به منزل مدرس رفت و با دادن وعده های دروغین رضایت او را جلب کرد.[37]

استیضاح رضاخان

مدرس كه در مجلس در اقلیت قرار داشت از هر فرصت جهت افشای شخصیت دیكتاتوری رضاخان استفاده و مخالفان مدرس نیز از ایراد نطق وی در مجلس جلوگیری می‌كردند. سرانجام در روز 7 مرداد 1304، مدرس به همراه شش تن دیگر از نمایندگان مخالف، رضاخان رئیس‌الوزراء را به دلیل سوء سیاست داخلی و خارجی، قیام و اقدام بر ضد قانون اساسی و حكومت مشروطه استیضاح نمودند[38]

رضاخان با تهدید و تطمیع و تزویر، همه را به همكاری و یا سكوت و انفعال كشانده بود و دیگر امكان موفقیت برای مدرس نمانده بود. مدرس این نكته را به خوبی دریافته بود و در پاسخ این سؤال كه آیا از این پس در مبارزة خود امید موفقیت دارد، گفت: «من در این كشمكش، چشم از حیات پوشیده و از مرگ باك ندارم. آرزو دارم اگر خونم بریزد، فایده‌ای در حصول آزادی داشته باشد. من تنها، از دستگاه سردار سپه نمی‌ترسم، اما او با تمام قدرت و جلال سلطنتش از من می‌ترسد»[39]
در آبان 1306، حاج آقا نورالله اصفهانی، عالم مجاهد و متنفذ اصفهان همراه عده‌ای از روحانیون آن شهر در اعتراض به برخی از برنامه ها و اقدامات رضاخان به قم مهاجرت كرد و از علمای سراسر كشور خواست تا به ‌منظور اعلام همدردی و اعتراض به رضاخان به قم مهاجرت كنند. مدرس نیز طی تلگرافی كه به حاج آقا نورالله مخابره نمود اقدام آنان را تأیید و اظهار همدردی و همكاری نمود.[40]

ترور

در سال 1307 دوره ششم مجلس با وجود آنكه تحت‌نظر كامل رضاخان و دخالت صریح نظامیان در سراسر كشور برگزار شد بار دیگر مدرس و تعداد دیگری از نمایندگان مستقل و مخالف رضاخان به مجلس راه یافتند.او ریاست سنی مجلس را بعهده داشت. در اوایل دوره ششم به اشاره رضاخان، مدرس در 7 آبان 1305 مورد سوءقصد قرار گرفت اما به نحو معجزه‌آسایی نجات یافت و مدرس آن اقدام را تلویحاً به تحریك رضاخان دانست. او به مدت دو ماه بستری بود و در دی ماه آن سال در مجلس شركت نمود.[41]

تقلب

در سال 1307 انتخابات دوره هفتم كه بار دیگر تحت نظارت شدید مأموران نظامی برگزار شد، اعلام گردید كه مدرس حتی یك رأی نیز نیاورده است و او با اشاره به تقلب وسیع در انتخابات به طنز گفت كه لااقل یك رأیی را كه به خودم دادم می‌خواندید! مدرس كه امكان ورود به مجلس را از دست داده بود، دیگر امكانی برای ابراز مخالفت نداشت و از مصونیت پارلمانی نیز برخوردار نبود. رضاخان كه مترصد چنین فرصتی بود دستور دستگیری او را صادر كرد.[42]

تصویری قدیمی از محل دفن شهید مدرس

تبعید

رئیس شهربانی وقت و چند تن دیگر از افسران و درجه‌داران در نیمه شب 16 مهر ماه 1307 به منزل وی یورش برده و او را مورد ضرب و شتم شدید قرار دادند و سپس به اتومبیلی منتقل كرده و بدون درنگ به دامغان وسپس یكی از روستاهای اطراف مشهد و سپس به شهر كوچك و دورافتاده كویری خواف تبعید نمودند. وی به مدت نه سال در آنجا تحت‌نظر شدید مأموران امنیتی قرار داشت و ممنوع‌الملاقات بود[43]

شهید مدرس در حال قرائت عرایض مردم

قتل

آن فقیه فرزانه پس از ۹ سال اسارت در قلعه خواف به دنبال اجراى نقشه رضاشاه روانه کاشمر گردید و در حوالى غروب ۲۷ رمضان ۱۳۵۶ ق . مطابق با دهم آذر ۱۳۱۶ ش . سه جنایتکار و خبیث به نامهاى جهانسوزى ، خلج و مستوفیان نزد مدرس آمده و چاى سمى را به اجبار به او دادند و چون دیدند از اثر سم خبرى نیست عمامه سید را در حین نماز از سرش برداشته ، برگردنش انداختند و آن فقیه بزرگوار را به شهادت رساندند. مشهد این فقیه فرزانه در شهر کاشمر زیارتگاه عاشقان معرفت و شیفتگان حقیقت مى باشد.[44]


نمایی از زندان شهید مدرس در خواف

جهانسوزی

[1] مقاله آیت الله مدرس، اسوه ماندگار آزادگی و شهامت – مرکز اسناد انقلاب اسلامی

[2] مقاله زندگی نامهآیت الله سید حسن مدرس - غلامرضا گلى زواره

[3] سالشمار زندگی نامه آیت الله مدرس، روزنامه جام جم - محمد شکراله زاده

[4] همان

[5] همان

[6] همان

[7] همان

[8] مقاله زندگی نامهآیت الله سید حسن مدرس - غلامرضا گلى زواره

[9] مقاله آیت الله مدرس، اسوه ماندگار آزادگی و شهامت – مرکز اسناد انقلاب اسلامی

[10] مقاله زندگی نامهآیت الله سید حسن مدرس - غلامرضا گلى زواره

[11] علمای مجاهد، محمد حسن رجبی – انتشارات مرکز اسناد انقلاب اسلامی

[12] علمای مجاهد، محمد حسن رجبی – انتشارات مرکز اسناد انقلاب اسلامی

[13] مقاله زندگی نامهآیت الله سید حسن مدرس - غلامرضا گلى زواره

[14] علمای مجاهد، محمد حسن رجبی – انتشارات مرکز اسناد انقلاب اسلامی

[15] سالشمار زندگی نامه آیت الله مدرس، روزنامه جام جم - محمد شکراله زاده

[16] مقاله آیت الله مدرس، اسوه ماندگار آزادگی و شهامت – مرکز اسناد انقلاب اسلامی

[17] مقاله زندگی نامهآیت الله سید حسن مدرس - غلامرضا گلى زواره

[18] مقاله آیت الله مدرس، اسوه ماندگار آزادگی و شهامت – مرکز اسناد انقلاب اسلامی

[19] همان

[20] همان

[21] همان * این مطلب در تابلوها جا افتاده است

[22] همان

[23] مقاله زندگی نامهآیت الله سید حسن مدرس - غلامرضا گلى زواره،به نقل از: مدرس قهرمان آزادى ، حسين مكى، ص 140 و141

[24] مقاله آیت الله مدرس، اسوه ماندگار آزادگی و شهامت – مرکز اسناد انقلاب اسلامی

[25] علمای مجاهد، محمد حسن رجبی – انتشارات مرکز اسناد انقلاب اسلامی

[26] همان

[27] مقاله زندگی نامهآیت الله سید حسن مدرس - غلامرضا گلى زواره،به نقل از: مدرس ، بنياد تاريخ انقلاب اسلامى ، ج اول ، مقدمه

[28] علمای مجاهد، محمد حسن رجبی – انتشارات مرکز اسناد انقلاب اسلامی

[29] همان

[30] مقاله آیت الله مدرس، اسوه ماندگار آزادگی و شهامت – مرکز اسناد انقلاب اسلامی

[31] علمای مجاهد، محمد حسن رجبی – انتشارات مرکز اسناد انقلاب اسلامی

[32] مقاله آیت الله مدرس، اسوه ماندگار آزادگی و شهامت – مرکز اسناد انقلاب اسلامی

[33] آیت‌الله سیدحسن مدرس، زندگی و مبارزات - محمدحسن رجبی

[34] مقاله زندگی نامهآیت الله سید حسن مدرس - غلامرضا گلى زواره

[35] آیت‌الله سیدحسن مدرس، زندگی و مبارزات - محمدحسن رجبی

[36] مقاله زندگی و مبارزات آیت‌الله سیدحسن مدرس - مرکز اسناد انقلاب اسلامی

[37] همان

[38] همان

[39] همان

[40] همان

[41] همان

[42] همان

[43] همان

[44] مقاله زندگی نامهآیت الله سید حسن مدرس - غلامرضا گلى زواره

نام:
ایمیل:
* نظر:
پربحث ترین