کد خبر: ۱۶۱۵۹
تاریخ انتشار: ۲۹ خرداد ۱۳۹۸ - ۱۱:۱۲
مهدی پرس:


از آنجا که قرآن یک کتاب بزرگ تربیتی است، فلسفه بلاها در مورد اقوام گناهکار را هشدار و بیداری دانسته و در این باره می فرماید: «ما در هیچ شهر و آبادی پیامبری نفرستادیم مگر این که اهل آن را به سختی ها و رنج ها گرفتار ساختیم؛ شاید بازگردند». همچنین می فرماید: «به آنان از عذاب نزدیک [دنیا] پیش از عذاب بزرگ [آخرت] می چشانیم، شاید باز گردند». آری گروهی در برابر این گونه حوادث، واکنش مثبت نشان داده و از آن درس گرفته و هدایت شدند و گروهی نه. از این رو بلاها برای گروهی عامل بیداری بود و برای گروهی اتمام حجت.


از آنجا که قرآن یک کتاب بزرگ تربیتی است در این باره سخن بسیار گفته و تعبیرات متنوع و مختلف و جالبی دارد از جمله:

1. «وَ ما أَرْسَلْنا فی قَرْیةٍ مِنْ نَبِی إِلّا أَخَذْنا أَهْلَها بِالْبَأْساءِ وَ الضَّرّاءِ لَعَلَّهُمْ یضَّرَّعُونَ[1]»[2]؛ (و ما در هیچ شهر و آبادی پیامبری نفرستادیم مگر این که اهل آن را به سختی ها و رنج ها گرفتار ساختیم؛ شاید [به خود آیند و به سوی خدا] بازگردند و تضّرع کنند). از این آیه به خوبی استفاده می شود که یکی از فلسفه های حوادث ناراحت کننده، در مورد اقوامی که غرق انواع گناه بودند هشدار و بیداری بوده و تقارن این حوادث با دعوت انبیاء از این جهت صورت می گرفته که زمینه را برای پذیرش دعوت آنها آماده سازد و هماهنگی «تکوین» و «تشریع» تأثیر اندرزهای آنها را قویتر سازد.

2. «ظَهَرَ الْفَسادُ فِی الْبَرِّ وَ الْبَحْرِ بِما کسَبَتْ أَیدِی النّاسِ لِیذِیقَهُمْ بَعْضَ الَّذِی عَمِلُوا لَعَلَّهُمْ یرْجِعُونَ»[3]؛ «فساد، در صحرا و دریا بخاطر کارهایی که مردم انجام داده اند آشکار شده است؛ خدا می خواهد نتیجه بعضی از اعمالشان را به آنان بچشاند، شاید [به سوی حق] بازگردند). این آیه در دو بُعد مختلف، قابل استفاده است. بُعد بلاهای خود ساخته و هم بُعد بلاهای هشدار دهنده و هماهنگی این بخش از مصائب و حوادث نامطلوب زندگی را با مسائل تربیتی و برنامه های سازنده الهی روشن می سازد.

3. «وَ لَنُذِیقَنَّهُمْ مِنَ الْعَذابِ الْأَدْنی دُونَ الْعَذابِ الْأَکبَرِ لَعَلَّهُمْ یرْجِعُونَ»[4]؛ (به آنان از عذاب نزدیک [دنیا] پیش از عذاب بزرگ [آخرت] می چشانیم، شاید باز گردند). «عذاب ادنی» مفهوم وسیعی دارد که غالب احتمالاتی را که مفسّران به طور جداگانه در تفسیر آن نوشته اند یکجا فرا می گیرد. (مصائب، درد و رنج ها، زیان های مالی، خشکسالی، قحطی، گرسنگی، شکست در جنگ ها و مانند آن). امّا این احتمال که در بعضی از کلمات مفسّران آمده که منظور از عذاب ادنی، عذاب قبر است با ظاهر آیه سازگار نیست؛ زیرا جمله «لَعَلَّهُمْ یرْجِعُونَ» هدفِ این عذاب را بازگشت و تجدید نظر می شمارد که در مورد عذاب قبر مفهوم ندارد.[5]

4. و در مورد آل فرعون چنین می خوانیم: «وَ لَقَدْ أَخَذْنا آلَ فِرْعَوْنَ بِالسِّنینَ وَ نَقْصٍ مِنَ الثَّمَراتِ لَعَلَّهُمْ یذَّکرُونَ»(6)[6]؛ (و ما فرعونیان را به خشکسالی و کمبود میوه ها گرفتار کردیم، شاید متذکر گردند). گرچه این آیه در مورد خصوص آل فرعون است ولی می دانیم آنها از این نظر تفاوتی با اقوام دیگر ندارند، خداوند بسیاری از اقوام را گرفتار مشکلات طاقت فرسا می کند تا از مرکب غرور فرود آیند و بیدار شوند و به راه حق باز گردند.

جالب این که در بعضی از آیات فوق، هدف را تذکر و در بعضی تضرع و در بعضی رجوع و بازگشت ذکر کرده که در حقیقت مراتب مختلف و منظم بازگشت به سوی خدا را تشکیل می دهند. نخست انسان متذکر می شود، سپس به درگاه خداوند تضرع می کند و بعد عملا مسیر خود را اصلاح کرده و باز می گردد. یا به تعبیر دیگر مرحله اول فکر است و مرحله دوم ذکر است و مرحله سوم عمل و این گونه نکته های لطیف به هنگامی که آیات قرآن کنار هم قرار می گیرند و به صورت موضوعی تفسیر می شوند پیام های تازه ای از این کتاب آسمانی خواهد بود.

البتّه هم تاریخ نشان می دهد و هم قرآن با صراحت می فرماید که بسیاری از اقوام گنهکار و منحرف واکنش مثبتی در برابر این مصائب و مجازات های بیدارگر نشان نداده و همچنین به راه خود ادامه دادند تا مجازات نهایی الهی آنها را از میان برداشت، چنانکه در قرآن می خوانیم: «وَ لَقَدْ أَخَذْناهُمْ بِالْعَذابِ فَمَا اسْتَکانُوا لِرَبِّهِمْ وَ ما یتَضَرَّعُونَ»[7]؛ (و به راستی ما آنها را به عذاب [و بلا] گرفتار ساختیم [تا بیدار شوند]؛ امّا آنان نه در برابر پروردگارشان تواضع کردند، و نه به درگاهش تضرّع می کنند). با این حال اقوامی بودند که در برابر این گونه حوادث، واکنش مثبت نشان دادند، همچنین در میان این اقوامِ سرکش، افرادی پیدا شدند که از آن درس گرفتند و هدایت یافتند و به این ترتیب این گونه بلاها برای گروهی عامل بیداری بود و برای گروهی اتمام حجت.[8]

پی نوشت

[1] «یضرَعُوْنَ» از ماده «تضرّع» به معنای خضوع و حالت تقاضای توام با تواضع است (در اصل از ماده ضرع به معنای نزول شیر از پستان است).

[2] قرآن کریم، سوره اعراف، آیه 94؛ شبیه این آیه با کمی تفاوت در سوره انعام، آیه 42، نیز آمده است.

[3] همان، سوره روم، آیه 41.

[4] همان، سوره سجده، آیه 21.

[5] نظیر همین معنای در سوره اعراف، آیه 168؛ سوره زخرف، آیه 48 نیز آمده است.

[6] همان، سوره اعراف، آیه 130.

[7] همان، سوره مؤمنون، آیه 76.

[8] پیام قرآن، مکارم شیرازی، ناصر، با همکاری جمعی از فضلاء، دار الکتب الاسلامیه، تهران، 1386 ش، چاپ نهم، ج 4، ص 543.
نام:
ایمیل:
* نظر: