کد خبر: ۱۵۹۶۷
تاریخ انتشار: ۱۳ آبان ۱۳۹۷ - ۱۱:۰۰
همراه با قرآن؛
تفسیر آیه ۶۱ سوره توبه پیرامون فرد یا افرادى است که پیامبر (ص) را با گفته هاى خود آزار مى دادند.توبه به معنى بازگشتن از گناه و کار بد، و نام نهمین سوره قرآن مجید است. نام این سوره از آیه ۱۰۵ آن گرفته شده است. در این سوره داستان متخلّفین از جنگ تبوک آمده است.

مهدی پرس، توبه به معنى بازگشتن از گناه و کار بد، و نام نهمین سوره قرآن مجید است. نام این سوره از آیه ۱۰۵ آن گرفته شده است. در این سوره داستان متخلّفین از جنگ تبوک آمده است. سوره توبه تنها سوره اى از قرآن است که بدون "بسم اللّه الرّحمن الرّحیم" آغاز مى شود. زیرا اعلان جنگ به مشرکان و برائت از آنان است. پاره اى از موضوعات این سوره عبارتند از: قطع رابطه با مشرکان، جهاد در راه خدا، ستایش مجاهدان راه خدا، لزوم تحصیل علم، و پرهیز از تراکم ثروت، داستان هجرت پیامبر (ص)، موضوع ماه هاى حرام، گرفتن جزیه از اقلّیت هاى مذهبى، سرنوشت منافقان و موضوع زکات. این سوره در مدینه نازل شده و ۱۲۹ آیه دارد.
برای این سوره ده نام ذکر کرده اند، ولی نام «توبه» به دلیل آیات فراوانی که در این باره سخن گفته است و نام برائت به خاطر آمدن در ابتدای سوره، مشهورتر است.
سوره توبه تنها سوره‌ای است که با «بسم الله الرحمن الرحیم» آغاز نشده است. درباره دلیل این امر از قول امام علی علیه السلام آمده است: «بسم الله الرحمن الرحیم برای امان دادن و رحمت است و سوره برائت برای دفع امان و جنگ نازل شده است» ۲ از این رو در ابتدای این سوره "بسم الله" نیامده است.
از پیامبراکرم صلی الله علیه و آله و سلم روایت شده: «هر کس سوره انفال و توبه را قرائت نماید، من شفاعت کننده و گواهی دهنده به سود او در روز قیامت هستم که او از نفاق مبرّا است و به تعداد همه مردان و زنان منافق در دنیا، ده حسنه به او عطا می‌شود و ده گناه از او پاک شده و ده درجه بر درجات او افزوده می‌شود و عرش و حاملان آن در ایام حضورش در دنیا، بر او درود می‌فرستند.» 
امام صادق علیه السلام: «کسی که سوره انفال و توبه را در هر ماه قرائت کند، هرگز نفاق وارد قلب او نمی‌شود و از شیعیان امیرالمومنین علی علیه السلام خواهد بود.»
در تفسیر عیاشی پس از نقل این روایت اضافه کرده است: و روز قیامت بر سفره‌های بهشتی همراه شیعیان امام علی علیه السلام روزی می‌خورد تا اینکه مردم از حساب فارغ شوند.

تفسیر آیه ۶۱ سوره توبه
وَمِنْهُمُ الَّذِینَ یُؤْذُونَ النَّبِیَّ وَیَقُولُونَ هُوَ أُذُنٌ قُلْ أُذُنُ خَیْرٍ لَکُمْ یُؤْمِنُ بِاللَّهِ وَیُؤْمِنُ لِلْمُؤْمِنِینَ وَرَحْمَةٌ لِلَّذِینَ آمَنُوا مِنْکُمْ وَالَّذِینَ یُؤْذُونَ رَسُولَ اللَّهِ لَهُمْ عَذَابٌ أَلِیمٌ ﴿۶۱﴾
و از ایشان کسانى هستند که پیامبر را آزار مى‏ دهند و مى‏ گویند او زودباور است بگو گوش خوبى براى شماست به خدا ایمان دارد و [سخن]مؤمنان را باور مى ‏کند و براى کسانى از شما که ایمان آورده‏ اند رحمتى است و کسانى که پیامبر خدا را آزار مى ‏رسانند عذابى پر درد [در پیش]خواهند داشت (۶۱)
شان نزول:
براى آیه فوق شان نزولهایى ذکر شده که بی شباهت به یکدیگر نیست، از جمله اینکه گفته اند: این آیه درباره گروهى از منافقان نازل شده، که دور هم نشسته بودند و سخنان ناهنجار، درباره پیامبر (صلى الله علیه و آله و سلم) مى گفتند، یکى از آنان گفت:: این کار را نکنید، زیرا، مى ترسیم به گوش محمد برسد، و او به ما بد بگوید (و مردم را بر ضد ما بشوراند).
یکى از آنان که نامش (جلاس) بود گفت:: مهم نیست، ما هر چه بخواهیم میگوییم، و اگر به گوش او رسید نزد وى مى رویم، و انکار مى کنیم، و او از ما مى پذیرد، زیرا محمد (صلى الله علیه و آله و سلم) آدم خوش باور و دهن بینى است، و هر کس هر چه بگوید قبول مى کند، در این هنگام آیه فوق نازل شد و به آن‌ها پاسخ گفت::
تفسیر:
در این آیه همانگونه که از مضمون آن استفاده مى شود سخن از فرد یا افرادى در میان است که پیامبر (صلى الله علیه و آله و سلم) را با گفته هاى خود آزار مى دادند و مى گفتند او انسان خوشباور، و دهن بینى است (و منهم الذین یؤ ذون النبى و یقولون هو اذن).
(اذن) در اصل به معنى گوش است، ولى به اشخاصى که زیاد به حرف مردم گوش مى دهند، و به اصطلاح (گوشى) هستند نیز این کلمه اطلاق مى شود.
آن‌ها در حقیقت یکى از نقاط قوت پیامبر (صلى الله علیه و آله و سلم) را که وجود آن در یک رهبر کاملا لازم است، به عنوان نقطه ضعف نشان میدادند و از این واقعیت غافل بودند که یک رهبر محبوب، باید نهایت لطف و محبت را نشان دهد، و حتى الامکان عذرهاى مردم را بپذیرد، و در مورد عیوب آن‌ها پرده درى نکند (مگر در آنجا که این کار موجب سوء استفاده شود)؛ لذا قرآن بلافاصله اضافه مى کند که: (به آن‌ها بگو اگر پیامبر گوش به سخنان شما فرا مى دهد، و عذرتان را مى پذیرد، و به گمان شما یک آدم گوشى است این به نفع شما است)! (قل اذن خیر لکم).
زیرا از این طریق آبروى شما را حفظ کرده، و شخصیت تان را خرد نمى کند عواطف شما را جریحه دار نمى سازد، و براى حفظ محبت و اتحاد و وحدت شما از این طریق کوشش مى کند، در حالى که اگر او فورا پرده‌ها را بالا میزد، و دروغگویان را رسوا مى کرد، دردسر فراوانى براى شما فراهم مى آمد، علاوه بر اینکه آبروى عدهاى به سرعت از بین مى رفت، راه بازگشت و توبه بر آن‌ها بسته مى شد، و افراد آلودهاى که قابل هدایت بودند در صف بدکاران جاى مى گرفتندو از اطراف پیامبر (صلى الله علیه و آله و سلم) دور مى شدند.
یک رهبر مهربان و دلسوز، و در عین حال پخته و دانا، باید همه چیز را بفهمد، ولى باید بسیارى از آن‌ها را به روى خود نیاورد، تا آن‌ها که شایسته تربیتند، تربیت شوند و از مکتب او فرار نکنند و اسرار مردم از پرده برون نیفتد.
این احتمال نیز در معنى آیه وجود دارد که خداوند در پاسخ عیب جویان مى گوید: چنان نیست که او گوش به همه سخنان فرا، دهد، بلکه او گوش به سخنانى مى دهد که به سود و نفع شما است، یعنى وحى الهى را مى شنود، پیشنهاد مفید را استماع مى کند و عذرخواهى افراد را در مواردى که به نفع آن‌ها و جامعه است مى پذیرد.
سپس براى اینکه عیب جویان از این سخن سوء استفاده نکنند، و آن را دستاویز قرار ندهند، چنین اضافه مى کند: (او به خدا و فرمانهاى او ایمان دارد، و به سخنان مؤ منان راستین گوش فرا میدهد، و آنرا مى پذیرد و به آن ترتیب اثر میدهد) (یؤ من بالله و یؤ من للمؤ منین).
یعنى در واقع پیامبر (صلى الله علیه و آله و سلم) دو گونه برنامه دارد: یکى برنامه حفظ ظاهر و جلوگیرى از پرده درى، و دیگرى در مرحله عمل، در مرحله اول به سخنان همه گوش فرا میدهد، و ظاهرا انکار نمى کند، ولى در مقام عمل تنها توجه او به فرمانهاى خدا و پیشنهاد‌ها و سخنان مؤ منان راستین است، و یک رهبر واقعبین باید چنین باشد، و تاءمین منافع جامعه جز از این راه ممکن نیست لذا بلافاصله مى فرماید: (او رحمت براى مؤ منان شما است) (و رحمة للذین آمنوا منکم).

تفسیر آیه ۶۱ سوره توبه
ممکن است در اینجا سؤ ال شود که در پارهاى از آیات قرآن مى خوانیم پیامبر (صلى الله علیه و آله و سلم) (رحمة للعالمین) است (انبیاء - ۱۰۷).
ولى آیه مورد بحث مى گوید: رحمت براى مؤ منان است، آیا آن عمومیت با این (تخصیص) سازگار است؟!
اما با توجه به یک نکته، پاسخ این سؤ ال روشن مى شود، و آن اینکه: رحمت، درجات و مراتب دارد که یکى از مراتب آن قابلیت و استعداد است، و مرتبه دیگر (فعلیت).
مثلا باران رحمت الهى است، یعنى این قابلیت و شایستگى، در تمام قطرات آن وجود دارد که منشاء خیر و برکت و نمو و حیات باشد، ولى مسلما ظهور و بروز آثار این (رحمت) تنها در سرزمینهاى آماده و مستعد است، بنابراین هم مى توانیم بگوئیم تمام قطرههاى باران، رحمت است و هم صحیح است گفته شود این قطرات در سرزمینهاى مستعد و آماده، (مایه) رحمت است، جمله اول اشاره به مرحله اقتضا و قابلیت است، و جمله دوم اشاره به مرحله وجود و فعلیت.
در مورد پیامبر (صلى الله علیه و آله و سلم) او بالقوه براى همه جهانیان مایه رحمت است، ولى بالفعل مخصوص مؤ منان مى باشد.
تنها چیزى که در اینجا باقى مى ماند این است که نباید آن‌ها که پیامبر را با این سخنان خود ناراحت مى کنند و از او عیب جوئى مى نمایند، تصور کنند که بدون مجازات خواهند ماند، درست است که پیامبر (صلى الله علیه و آله و سلم) در برابر آن‌ها وظیفهاى دارد که با بزرگوارى و وسعت روح خود با آنان روبرو شود، و از رسوا ساخت شان خوددارى کند، ولى مفهوم این سخن چنین نیست که آن‌ها در این اعمال خود بدون کیفر خواهند ماند، لذا در پایان آیه مى فرماید: (آن‌ها که رسول خدا (صلى الله علیه و آله و سلم) را آزار مى رسانند عذابى دردناک دارند) (و الذین یؤ ذون رسول الله لهم عذاب الیم).

نام:
ایمیل:
* نظر: