کد خبر: ۱۵۷۲۴
تاریخ انتشار: ۰۴ مهر ۱۳۹۷ - ۰۹:۲۲
مطلب بسیار خواندنی
گریه حسرت و یا تاسف: زمانی این گریه ایجاد می شود که شخص از انجام امر و کاری ناتوان باشد. مانند عدم امکان حضور در میان مجاهدان و مانند آن(توبه، آیه ۹۲)؛ کسی بر کوتاهی خود در تزکیه نفس می گرید نیز دچار گریه حسرت و تاسف است . . .




گریه را همه می شناسیم و حتی با انواع و اقسام آن آشنا هستیم. در همه انواع و اقسام گریه یک نکته مشترک، واکنش انسان به چیزها و رفتارها و خبرهاست. به این معنا که گریه یک واکنش از سوی انسان است که در برابر اموری رخ می دهد. این واکنش گاهی تنها از سوی بدن است، گاهی از سوی روان آدمی و گاهی نیز روانی و بدنی است. هر یک از آن ها می تواند اختیاری و غیر اختیاری باشد. گریه اختیاری دارای احکام و آثاری است که شریعت به آن توجه شده است. نویسنده بر آن است تا انواع گریه ها و اقسام آن را معرفی کرده و احکام و حتی برخی از آثار آن را بر اساس آموزه های اسلامی تبیین نماید. با هم این مطلب را از نظر می گذرانیم.


گریه از آیات الهی

از آموزه های قرآنی این معنا به روشنی به دست می آید که گریه از آیات بزرگ الهی در کنار خنده است. از این روست که خداوند گریه و خنده را به خود نسبت داده و می فرماید: وَأَنَّهُ هُوَ أَضْحَکَ وَأَبْکَى؛ و اوست که خنداند و گریاند.(نجم، آیه ۴۳)

برخی از محققان بر این باورند که خنده و گریه از صفات اختصاصی انسان است و حقیقت خنده و گریه را جز در انسان نمی توان در موجودی یافت. البته می توان در این میان جنیان را به اعتبار این که شباهت ها و همانندهایی با انسان دارد، استثنا کرد و هم چنین اگر در موجودی دیگر خنده و یا گریه دیده می شود، شاید تنها نشانه های مشترک با خنده و گریه انسان باشد و حقیقت گریه و خنده جز در انسان به شکل کمالی آن وجود ندارد. به این معنا که نوعی ضعیف از این صفات در موجودات دیگر ممکن است وجود داشته باشد که با حقیقت کمالی این صفات در انسان بسیار متفاوت است.

در آیات قرآنی غیر از انسان گزارشی از خنده و گریه برای موجودات دیگر آورده نشده بلکه انواع واقسام این صفات را تنها برای انسان بیان کرده است.

حقیقت گریه

گریه که ضد آن خنده است، حالتی در انسان است که به واسطه اموری در انسان ایجاد می شود و در نظام بدن آثاری چون اشک و گاه همراه با صداهای خاصی را به دنبال دارد.

اگر خنده حالتى است که در انسان به واسطه شعف، خوشحالى و بشاشت پیدا مى شود و در آن حالت، لبها و دهان به حرکت مى آید و غالباً این حالت با آواز مخصوص همراه است(لغت نامه، ج ۶ ، ص ۸۷۶۴ ، «خنده») گریه در مقابل به واسطه درد، غم، اندوه و مانند آن ایجاد می شود و واکنش هایی را در بدن به ویژه چهره و چشم را موجب می شود که مهم ترین علامت آن اشک است که از دیدگان بیرون می آید.

تفاوت گریه با اشک

چنان که گفته شد، گریه با اشک همراه است ولی این همراهی اشک با گریه بدان معنا نیست که هر اشکی در انسان، همان «اشک گریه» باشد؛ زیرا اشک ها در انسان دارای اقسام و انواعی است که برخی از آن ها نه تنها با گریه ارتباطی ندارد، بلکه «اشک شادی» است که در زبان عربی از آن به « قُرّه العین، خنکی چشم، چشم روشنی» یاد می شود.(فرقان، آیه ۷۴؛ قصص، آیات ۹ و ۱۳)

واژه «قر» که مضاعف است به معنای خنکی و سردی هم آمده است و در این جا مراد، همان اشک خنکی است که هنگام شادی و نشاط از دیدگان شخص جاری می شود. وقتی خبر خوشی به شخصی داده شود یا وقتی با یک امر دور از انتظار مواجه می شود و خوشحال می شود، اشک شوق و شادی جریان می یابد که خنک است. این اشک خنک هم چنین موجب روشنایی چشم می شود؛ از این روست که آن را چشم روشنی نیز می گویند. در عربی از این اشک، به « قُرّه عین، اشک خنک دیدگان» تعبیر می شود و در فارسی به نتیجه این اشک خنک که همان روشنایی چشم است اشاره می شود.

پس اشک ها در انسان یک سان نیست و نمی توان گفت که همه اشک ها برخاسته از اندوه و اشک گریه است؛ بلکه اشک شادی نیز داریم. از جمله اشک ها می توان به موارد زیر اشاره کرد:

۱ . اشک پایه (Basal tears)

در چشمان پستانداران سالم ، قرنیه پیوسته (در طول ۲۴ ساعت) توسّط اشک هاى پایه، خیس و تغذیه مى گردد . این اشک، موجب لغزنده شدن چشم ها و شستشوى آنها از ذرّات خارجى مى گردد . مایع اشک، حاوى : آب، موسین، چربى ها، لیزوزیم، لاکتوفرین، لیپوکالین، ایمنوگلوبولین ها، گلوکز، سدیم کلراید، کلراید پتاسیم، آنتى اکسیدان ها و برخى ویتامین هاست .

۲ . اشک واکُنشى (Reflex tears)

هر چیزى که موجب تحریک و یا خشک شدن چشم شود ، مى تواند تولید این نوع اشک را افزایش دهد . این نوع اشک، به طور غیر ارادى و در پاسخ به موادّ محرّک چشم، مانند: ذرّات خارجى ، گرد و غبار ، آلرژن ها ، پاتوژن ها و موادّ محرّک دیگرى همچون: بخارات پیاز ، گاز اشک آور و افشانه فلفل، ترشّح مى گردد . این اشک ها سعى مى کنند که موادّ محرّک و آزار دهنده را از چشم ها پاک کنند . باد شدید و نور شدید خورشید نیز مى تواند باعث تولید اشک واکُنشى (رفلکس) گردند .

۳ . اشک احساسى یا گریه (Emotional tears / Crying)

این اشک، هنگام احساساتى شدن انسان ها (استرس هیجانى) و یا به هنگام احساس درد فیزیکى (جسمى) ، ترشّح مى گردد . آغازگرهاى هیجانىِ این نوع اشک معمولاً خشم ، اندوه ، شادى ، ترس ، شوخ طبعى و ناکامى اند . ترکیبات شیمیایى این نوع اشک با ترکیبات دو اشک قبلى، متفاوت است و اشک احساسى، هورمون ها و پروتئین هاى بیشترى دارد .

علل گریه در افراد بزرگ سال، برابر برخى از گزارش ها عمدتا شامل غم و اندوه (۴۹ %)، شادى و خوشى (۲۱ %)، خشم (۱۰ %)، همدردى (۷ %) ، اضطراب (۵ %) و ترس (۴ %) است .

واژه شناسی

کلمه «بکاء» در زبان عربی به معنای گریستن به کار می رود. این واژه مصدراست و از ریشه «بکى» به معناى گریستن و اشک ریختن گرفته شده است. ابن منظور در این باره مى گوید : البُکاءُ یُقصَرُ وَ یُمَدُّ ، قالَهُ الفَرّاءُ و غَیرُهُ ، إذا مَدَدتَ أرَدتَ الصَّوتَ الَّذى یَکونُ مَعَ البُکاءِ ، و إذا قَصَرتَ أرَدتَ الدُّموعَ و خُروجَها ؛ بکاء ، به گفته فرّاء و دیگران ، با الف مقصور و ممدود، هر دو آمده است. با الف ممدود (بُکاء)، به معناى صدایى است که با گریه همراه باشد ، و با الف مقصور (بُکا)، به معناى اشک و خارج شدن آن است. (لسان العرب : ج ۱۴ ص ۸۲ ، ذیل مادّه «بکى») پس بر پایه این نظریّه ، «بُکاء»، به معناى گریه صدادار و «بُکا» به معناى گریه بى صداست .

اقسام گریه

گریه ها دارای اقسامی است که بازگشت این اقسام به خاستگاه و انگیزه های عللی و ایجادی آن است.

گریه حزن و اندوه: به دنبال از دست دادن کس یا چیزی در انسان ایجاد می شود(توبه، آیه ۹۲؛ یوسف، آیه ۸۴)؛ گریه بر دنیا و از دست دادن محبوب های آن از مصادیق گریه حزن و اندوه است. این نوع گریه ها محبوب خدا و رسول (ص) نیست و انسان می بایست آن را مذموم و ناپسند شمارد؛ زیرا پیامبر(ص)‌می فرماید: خداوند عز و جل بهشت را بر چشمى که براى دنیا بگرید، حرام کرده است .( الفردوس : ج ۳ ص ۴۸ ح ۴۱۲۵)
گریه حسرت و یا تاسف: زمانی این گریه ایجاد می شود که شخص از انجام امر و کاری ناتوان باشد. مانند عدم امکان حضور در میان مجاهدان و مانند آن(توبه، آیه ۹۲)؛ کسی بر کوتاهی خود در تزکیه نفس می گرید نیز دچار گریه حسرت و تاسف است. این گریه محبوب خداست. پیامبر خدا صلى الله علیه و آله ( ـ در دعایى که به سلمان آموخت ـ:) دریغا و افسوسا بر کوتاهى اى که در حقّ پروردگارم کردم ! و چگونه از این کار، یاد کنم و دیده ام آن اشک نریزد ، و دلم از یاد آن، هراسان نشود ، و بدنم به لرزه نیفتد ، و خودم را بر سنگینى آن تحمّل نکنم و جلوى هوس و خواهش هاى نفسانى ام را نگیرم؟!( بحار الأنوار : ج ۹۵ ص ۱۷۸ ح ۲۳ )
گریه خوف: گریه ای است که از ترس آینده مانند ترس از دوزخ و مشکلات قیامت به شخص دست می دهد.(توبه، آیات ۸۱ و ۸۲)؛ پیامبر(ص) درباره گریه خوف از خدا می فرماید: ما مِن قَطرَهٍ أحَبَّ إلَى اللّهِ مِن قَطرَتَینِ : قَطرَهِ دَمٍ فی سَبیلِ اللّهِ ، وقَطرَهِ دَمعٍ فی سَوادِ اللَّیلِ مِن خَشیَهِ اللّهِ؛ هیچ قطره اى نزد خدا محبوب تر از دو قطره نیست : قطره خونى که در راه خدا ریخته شود و قطره اشکى که در دل شب از خوف خدا فرو غلتد .( بحار الأنوار : ج ۸۲ ص ۱۳۸ ح ۲۲) این نوع گریه ها از مصادیق گریه های چشم روشنی است. امیرمومنان علی(ع) می فرماید: بُکاءُ المُؤمِنِ مِن خَشیَهِ اللّهِ قُرَّهُ عَینِهِ؛ گریستن مؤمن از ترس خدا ، روشنایى بخش دیده اوست .( المواعظ العددیّه : ص ۵۴ )
گریه دروغین: گریه ای است که برای ایجاد دلسوزی و ترحم حتی همراه با اشک ایجاد می شود. از این گریه به اشک تمساح نیز تعبیر می شود.(یوسف، آیات ۱۶ تا ۱۸) گریه مکر و فریب و دغل و نفاق و مانند آن نیز از دیگر اقسام همین گریه دروغین است. پیامبر(ص) درباره گریه دروغین منافق می فرماید: :بُکاءُ المُؤمِنِ مِن قَلبِهِ ، وبُکاءُ المُنافِقِ مِن هامَتِهِ؛ گریه مؤمن، از دل اوست و گریه منافق، از سَرَش و چشمش .( کنز العمّال : ج ۱ ص ۱۶۹ ح ۸۵۰ ) آن حضرت(ص) در خصوص آمادگی دایمی منافق برای گریه های دروغین می فرماید: منافق ، چشمانش در اختیار اوست . هر طور و هر زمان که بخواهد، گریه مى کند .( کنز العمّال : ج ۱ ص ۱۶۹ ح ۸۵۴ ) امیرمومنان علی(ع) نیز می فرماید: آنان در هر راهى، زمین خورده اى دارند ، و براى رخنه در هر دلى، وسیله اى ، و براى هر غم و اندوهى، اشک هایى دروغین.( نهج البلاغه : الخطبه ۱۹۴) امام زین العابدین نیز درباره ترس دروغین و کاذب می فرماید: ترس از خدا آن نیست که کسى بگرید و اشک هایش جارى شود، ولى پارسایى و ورعى که او را از معاصى خدا باز دارد ، در او نباشد . این ، در حقیقت ، ترسى دروغین است .( بحار الأنوار : ج ۹۳ ص ۳۳۵ ح ۲۵)
گریه فراق: این گریه نیز از مصادیق همان گریه حزن و اندوه است که به سبب از دست دادن پیش می آید.(یوسف، آیه ۸۴؛ توبه، آیه ۹۲)
گریه ها از نظر زمانی به سه دسته اصلی : گریه بر گذشته، گریه بر حال و گریه بر آینده تقسیم می شود.

گریه بر گذشته همان گریه حزن و اندوه است؛ گریه بر حال همان گریه حسرت است و گریه بر آینده همان گریه خوف است. پس گریه فراق به همان گریه بر حال باز می گردد و گریه دروغین که اصولا گریه نیست بلکه دغلکاری است.

بهترین و نیکوترین گریه در اسلام همان گریه از خوف خدا و نسبت قیامت و دوزخ است که از مصادیق گریه عالمانه بر آینده و از مصادیق گریه خوفی است.

بدترین گریه نیز گریه حزنی به ویژه حزن از دست دادن مال و ثروت است که گریه مذمومی است. گریه حسرت و تاسف اگر به سبب ناراحتی از ناتوان در انجام کار خیر باشد گریه خوب و محبوبی است.

خاستگاه گریه مفید و سازنده ، همان علم و ایمان شخص است. هر چه معرفت انسان نسبت به حقایق هستى بیشتر شود و ایمان او به عالمِ پس از مرگ قوى تر گردد، ارزش اخلاقى و عملى در زندگى او، جایگاه بیشترى مى یابد و جان از لطافت بیشترى برخوردار مى گردد .

گریه هاى اولیاى الهى و در رأس آنها خاتم انبیا(س) ، ریشه در علم و ایمان و لطافت جان آنها دارد، چنان که در اندرزهاى پیامبر صلى الله علیه و آله به ابو ذر آمده است : یا أبا ذرٍّ ! مَن اُوتِىَ مِنَ العِلمِ ما لا یُبکیهِ ، لَحَقیقٌ أن یَکونَ قَد اُوتِىَ عِلما لا یَنفَعُهُ ، لِأَنَّ اللّهَ نَعَتَ العُلَماءَ فَقالَ عز و جل : «إِنَّ الَّذِینَ أُوتُواْ الْعِلْمَ مِن قَبْلِهِ إِذَا یُتْلَى عَلَیْهِمْ یَخِرُّونَ لِلْأَذْقَانِ سُجَّدًا * وَ یَقُولُونَ سُبْحَانَ رَبِّنَا إِن کَانَ وَعْدُ رَبِّنَا لَمَفْعُولًا * وَ یَخِرُّونَ لِلْأَذْقَانِ یَبْکُونَ وَ یَزِیدُهُمْ خُشُوعًا» ؛ اى ابو ذر! به هر کس علمى داده شده باشد که او را نمى گریاند ، بى گمان، علمى ناسودمند به او داده شده است ؛ زیرا خداوند عز و جل در وصف دانشمندان فرموده است : «همانا کسانى که پیش تر دانش داده شده اند ، هر گاه قرآن بر ایشان تلاوت شود، سجده کنان با صورت، به خاک مى افتند و مى گویند: «منزّه است پروردگار ما . وعده پروردگار ما قطعى است» و به رو در مى افتند و مى گریند و بر خشوعشان افزوده مى شود».( اسراء ، آیات ۱۰۸ و ۱۰۹ ؛ بحارالانوار، ج ۷۷، ص ۷۹)

اما گریه از سر نادانی و جهالت،‌گریه ای بیهوده ای است که جز به نعره گاو به چیزی شباهت ندارد. پیامبر خدا صلى الله علیه و آله ( ـ در پاسخ شمعون بن لاوى بن یهودا، از حواریان عیسى علیه السلام ، که گفت : … مرا از نشانه هاى نادان خبر ده ـ : ) اگر شاد شود، زیاده روى و طغیان مى کند و اگر اندوهگین شود، نومید مى گردد . اگر بخندد، قهقهه مى زند و اگر بگرید، چون گاو نعره مى کشد . از نیکان، بد مى گوید . خدا را دوست ندارد و او را در نظر نمى آورد ، و از خدا شرم نمى کند و او را فرا یاد ندارد .( تحف العقول : ص ۱۸ ، بحار الأنوار : ج ۱ ص ۱۱۹ ح ۱۱)

احکام گریه

گریه به عنوان یک واکنش طبیعی، حکمی جز جواز بر آن بار نمی شود، زیرا وقتی دردی بر انسان وارد شد، به طور طبیعی بدن و روان واکنشی نشان می دهد. بر این اساس این جواز به معنای یک حکم تکلیفی و شرعی نیست،‌ چون از شروط تکلیف آن است که انسان قدرت بر انجام و ترک آن داشته باشد؛ و واکنش طبیعی بیرون از دایره قدرت و تکلیف است؛ چنان که اختیار نیز از شروط و وقتی عملی بیرون از اختیار باشد بیرون از حکم تکلیفی خواهد بود.

بنابراین، وقتی ما جواز تکلیفی یا وجوب و حرمت و دیگر احکام پنج گانه سخن می گویم مشروط به اموری چون اختیار و قدرت و مانند آن است.

پس این پرسش مطرح می شود که چرا احکام تکلیفی چون وجوب و حرمت و جواز برای گریه و گریستن مطرح شده است؟ در پاسخ باید گفت که از اقسام گریه ها، گریه های عاطفی و احساسی است که در واکنش به اموری چون از دست دادن کس یا چیزی یا ترس از آن رخ می دهد. گریه های عاطفی و احساسی را با توجه به علل و عوامل آن می توان مدیریت کرد. پس می توان به اعتبار علل و عوامل از اختیاری بودن گریستن و قدرت بر انجام و ترک آن سخن گفت. به این معنا که می توان از گریه و گریستن اختیاری و محکوم به قدرت سخن گفت و احکام پنج گانه را بر آن بار کرد.

از آیات قرآنی به دست می آید که گریه از خوف خدا و مقام جلالی خداوند امری نه تنها مستحب بلکه واجب است. انسانی که می خواهد به کمال برسد می بایست از خوف خدا به سجده افتد و گریه های بلند و صدا دار و یا بی صدا همراه با اشک داشته باشد.

به این معنا که علل و عوامل ایجادی گریستن و بکاء‌ را فراهم آورد. پس همان طوری که علل و عوامل ایجادی بدون اختیار ایجاد و موجب گریستن و اشک ریزی می شود، هم چنین باید عوامل ایجادی آن را به اختیار ایجاد کرده و از خوف خدا گریست.

این گونه گریه ها دارای خاستگاه علمی است؛ از این روست که خداوند خشیت و ترس از خدا را به عالمان نسبت می دهد.(فاطر، آیه ۲۸) همین خشیت و ترس عالمانه ای که موجب گریستن و سجده از خوف از خدا می شود.(اسراء، آیات ۱۰۷ و ۱۰۹)

پس انسان ها همان طوری که به طور طبیعی در فقدان از دست دادن عزیزان به گم شدن یا مرگ، اندوهگین شده و می گریند(یوسف، آیه ۸۴)، باید از خوف خدا گریه کنند و آن را عاملی برای تقرب به خدا بدانند.

هم چنین مستحب است که انسان در هنگام شنیدن آیات قرآنی با تدبر در آن ها عامل ایجاد گریه را ایجاد کند. از این روست که گریستن در این باره مستحب و محبوب دانسته شده است.(اسراء، آیات ۱۰۶ تا ۱۰۹؛ مائده، ‌آیه ۸۳؛ مریم، آیه ۵۸)

فواید اشک

برای اشک فواید و اثاری است. از جمله آن ها می توان به آرامش دل ها به ویژه در هنگام حزن اشاره کرد. وقتی انسان دچار غم و اندوه است، اشک و گریستن موجب می شود تا دل آرام گیرد. از امیرمومنان علی(ع) است که فرمود: إذا تَناهَى الغَمُّ انقَطَعَ الدَّمعُ ؛ هر گاه غم به اوج رسد ، اشک قطع مى شود.( شرح نهج البلاغه ، ابن ابى الحدید : ج ۲۰ ص ۲۹۵ ح ۳۷۱ )

بر این اساس ، پیش از این که آن اندوه به این مرحله خطرناک برسد ، باید با گریه درمانى از شدّت آن کاسته گردد . کلینى رحمه الله از منصور صیقل ، نقل مى کند که از اندوه شدیدى که بر اثر مرگ فرزندم به من دست داد و مى ترسیدم در اثر آن، عقلم را از دست بدهم ، به امام صادق علیه السلام شکایت بردم . فرمود : إذا أصابَکَ مِن هذا شَى ءٌ فَأَفِض مِن دُموعِکَ فَإِنَّهُ یَسکُنُ عَنکَ ؛ هر گاه چنین حالتى به تو دست داد ، اشک بریز ؛ زیرا این کار، تو را آرام مى کند.(همان، ص ۱۲۸ ، ح ۷۵ )

در آیات و روایات به موارد بسیاری در خصوص آثار و فواید اشک و گریستن اشاره شده است. از آن جایی که بیان همه آن ها بیرون از حوصله این مقال است به همین میزان بسنده می شود.
نام:
ایمیل:
* نظر: