کد خبر: ۱۴۶۷۱
تاریخ انتشار: ۲۵ فروردين ۱۳۹۷ - ۰۹:۳۰
وحی
منشأ ایمان به آخرت پیش از هر چیز، وحی الهی است که به وسیله پیامبران به بشر ابلاغ شده است
مهدی پرس : 
منشأ ایمان به آخرت پیش از هر چیز، وحی الهی است که به وسیله پیامبران به بشر ابلاغ شده است.[1] گواه این سخن آن که در قرآن کریم- که وحی خداوند بر پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله و سلم است- حدود دو هزار آیه درباره جهان آخرت است.[2] این آیات، محال نبودن ذاتی آخرت و امکان بلکه ضرورت وقوع آن را به شیوه های گوناگون بیان کرده است و از یک سو، منکران آخرت را نکوهش می کند که چرا بدون دلیل و برهان و تنها بر اساس گمان خود آخرت را نفی می کنند:

«وَ قالُوا ما هِی إِلَّا حَیاتُنَا الدُّنْیا نَمُوتُ وَ نَحْیا وَ ما یهْلِکنا إِلَّا الدَّهْرُ وَ ما لَهُمْ بِذلِک مِنْ عِلْمٍ إِنْ هُمْ إِلَّا یظُنُّونَ»[3]؛ و گفتند: غیر از زندگانی دنیای ما [چیز دیگری ] نیست؛ می میریم و زنده می شویم، و ما را جز طبیعت هلاک نمی کند؛ و [لی ] به این [مطلب ] هیچ دانشی ندارند [و] جز [طریق ] گمان نمی سپرند.

از سوی دیگر، این آیات شبهه هایی را که ممکن است منشأ توهّم محال بودن معاد شود دفع کرده و امکان آن را به اثبات می رساند. یکی از آن شبهات، این که چگونه ممکن است انسانی که مرده و استخوانش به خاک تبدیل شده است دوباره زنده شود:

«وَ قالُوا أَ إِذا ضَلَلْنا فِی الْأَرْضِ أَ إِنَّا لَفِی خَلْقٍ جَدِیدٍ»[4]؛ و گفتند: آیا وقتی در [دل ] زمین گم شدیم، آیا [باز] ما در خلقت جدیدی خواهیم بود.

و بر فرض امکان چه کسی بر چنین کاری قادر است؟

قرآن در پاسخ به این شبهه، بارها انسان ها را به تدبر و تعقل دعوت کرده و از آنان خواسته است که بازآفرینی انسان ها در آخرت را با آفرینش اولیه آنها در دنیا مقایسه کنند. بی شک آنان به این نتیجه خواهند رسید که بازآفرینی انسان ها در جهان واپسین از آفرینش اولیه آنها دشوارتر نیست.

در سوره عنکبوت (آیه 19) آمده است:

«أَ وَ لَمْ یرَوْا کیفَ یبْدِئُ اللَّهُ الْخَلْقَ ثُمَّ یعِیدُهُ إِنَّ ذلِک عَلَی اللَّهِ یسِیرٌ»؛ آیا ندیده اند که خداوند چگونه آفرینش را آغاز می کند، سپس آن را باز می گرداند؟ در حقیقت این [کار] بر خدا آسان است.

آیه بعد، چنین ادامه می دهد:

«قُلْ سِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَانْظُرُوا کیفَ بَدَأَ الْخَلْقَ ثُمَّ اللَّهُ ینْشِئُ النَّشْأَةَ الْآخِرَةَ إِنَّ اللَّهَ عَلی کلِّ شَی ءٍ قَدِیرٌ»[5]؛ بگو: در زمین بگردید و بنگرید چگونه آفرینش را آغاز کرده است. سپس [باز] خداست که نشئه آخرت را پدید می آورد. خداست که بر هر چیزی تواناست.

از آن جا که بهترین و رساترین دلیل بر امکان هر چیزی وقوع آن است، قرآن برای از بین بردن هرگونه تردیدی در زمینه بازآفرینی انسان ها در آخرت، نمونه هایی از زنده شدن مردگان در همین جهان را ارائه می دهد، مانند:

الف) زنده شدن مردی از بنی اسرائیل که کشته شده بود؛ همو که با زدن قطعه ای از گاو ذبح شده بر بدنش زنده شد و قاتل خویش را معرفی کرد؛[6]

ب) زنده شدن جمعی از بنی اسرائیل که بر اثر صاعقه مرده بودند؛[7]

ج) زنده شدن عزیر و الاغش پس از یک صد سال؛[8]

د) زنده شدن پرندگانی که به وسیله ابراهیم علیه السلام کشته شده بودند؛[9]

ه) زنده شدن مردگان به وسیله مسیح علیه السلام؛[10]

و) زنده شدن گروهی از مردم که از ترس مرگ از دیار خود بیرون رفته بودند.[11]

قرآن کریم در آیات پرشمار، در پافشاری بر ضرورت و قطعیت وقوع آخرت، گاهی به پیامبر صلی الله علیه و آله فرمان می دهد که بر وقوع قیامت سوگند یاد کند:

«وَ یسْتَنْبِئُونَک أَ حَقٌّ هُوَ قُلْ إِی وَ رَبِّی إِنَّهُ لَحَقٌّ وَ ما أَنْتُمْ بِمُعْجِزِینَ»[12]؛ و از تو خبرِ [عذاب ] پرسند که آیا آن راست است؟ بگو: آری، به پروردگارم سوگند که آن راست است و شما ناتوان کننده [خدا از عذاب کردن ] نیستید.

زمانی وقوع قیامت را «وعده حق» می داند:

«إِنَّ وَعْدَ اللَّهِ حَقٌّ فَلا تَغُرَّنَّکمُ الْحَیاةُ الدُّنْیا»[13]؛ همانا وعده خدا حقّ است، پس زندگانی دنیا شما را فریب ندهد.

گاه بر تردیدناپذیری آخرت تأکید می کند:

«إِنَّ السَّاعَةَ لَآتِیةٌ لا رَیبَ فِیها»[14]؛ در حقیقت، رستاخیز قطعاً آمدنی است، در آن تردیدی نیست.

در بسیاری از آیات نیز، باور به آخرت را در کنار اعتقاد به خدا آورده است- مانند:

«مَنْ آمَنَ بِاللَّهِ وَ الْیوْمِ الْآخِرِ»[15]؛ که نشان از اهمیت اعتقاد به آخرت است.

قرآن کریم تأکید دیانت های سابق و پیامبران الهی بر ایمان به آخرت را یادآور شده که نشان از این حقیقت است که مبحث ایمان به آخرت، در کنار دعوت به توحید، همواره از ارکان دعوت و رسالت پیامبران علیهم السلام بوده است.

در سوره غافر (آیه 15) به این مطلب چنین اشاره شده است:

«یلْقِی الرُّوحَ مِنْ أَمْرِهِ عَلی مَنْ یشاءُ مِنْ عِبادِهِ لِینْذِرَ یوْمَ التَّلاقِ»؛ خدا به هرکس از بندگانش که بخواهد وحی می فرستد، تا مردم را از قیامت بترساند.

بر همین اساس، در قیامت از کفّار سؤال می شود که آیا پیامبران نیامدند، تا شما را از چنین روزی بیم دهند:

«یا مَعْشَرَ الْجِنِّ وَ الْإِنْسِ أَ لَمْ یأْتِکمْ رُسُلٌ مِنْکمْ یقُصُّونَ عَلَیکمْ آیاتِی

وَ ینْذِرُونَکمْ لِقاءَ یوْمِکمْ هذا»[16]؛ ای گروه جن و انس! آیا از میان شما فرستادگانی برای شما نیامدند که آیات مرا بر شما بخوانند و از دیدار این روزتان به شما هشدار دهند؟

«وَ قالَ لَهُمْ خَزَنَتُها أَ لَمْ یأْتِکمْ رُسُلٌ مِنْکمْ یتْلُونَ عَلَیکمْ آیاتِ رَبِّکمْ وَ ینْذِرُونَکمْ لِقاءَ یوْمِکمْ هذا»[17]؛ و نگهبانان جهنّم به آنان [کافران ] گویند: مگر فرستادگانی از خودتان بر شما نیامدند که آیات پروردگارتان را بر شما بخوانند و به دیدار چنین روزی شما را هشدار دهند؟

در برخی آیات نیز که به قصه های پیامبران پرداخته، دعوت به آخرت آمده است. در این آیات، حضرت نوح علیه السلام به قوم خود می گوید:

«وَ اللَّهُ أَنْبَتَکمْ مِنَ الْأَرْضِ نَباتاً* ثُمَّ یعِیدُکمْ فِیها وَ یخْرِجُکمْ إِخْراجاً»[18]؛ خدا شما را مانند گیاهی از زمین رویانید و سپس شما را در آن باز می گرداند و بیرون می آورد.

حضرت ابراهیم علیه السلام می فرماید:

«وَ اعْبُدُوهُ وَ اشْکرُوا لَهُ إِلَیهِ تُرْجَعُونَ»[19]؛ خدا را عبادت کنید و او را سپاس گویید که به سوی او باز گردانیده می شوید.

حضرت یوسف علیه السلام اعلام می کند که من آیین قومی را که به خدا و آخرت اعتقاد ندارند، رها کرده و آیین پدرانم ابراهیم و اسحق و یعقوب علیهم السلام را پیروی کرده ام.

«قالَ . .. إِنِّی تَرَکتُ مِلَّةَ قَوْمٍ لا یؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَ هُمْ بِالْآخِرَةِ هُمْ کافِرُونَ*

وَ اتَّبَعْتُ مِلَّةَ آبائِی إِبْراهِیمَ وَ إِسْحاقَ وَ یعْقُوبَ. ..»[20].

حضرت شعیب علیه السلام نیز مردم مدین را به عبادت خدا و امید به آخرت فرا می خواند:

«وَ إِلی مَدْینَ أَخاهُمْ شُعَیباً فَقالَ یا قَوْمِ اعْبُدُوا اللَّهَ وَ ارْجُوا الْیوْمَ الْآخِرَ»[21].

حضرت موسی علیه السلام از هر متکبری که به آخرت ایمان ندارد، به پروردگار پناه می برد:

«وَ قالَ مُوسی إِنِّی عُذْتُ بِرَبِّی وَ رَبِّکمْ مِنْ کلِّ مُتَکبِّرٍ لا یؤْمِنُ بِیوْمِ الْحِسابِ»[22].

بر اساس این دسته از آیات، در صُحفِ ابراهیم و موسی علیهما السلام بر پایداری و برتری آخرت تأکید شده است:

«وَ الْآخِرَةُ خَیرٌ وَ أَبْقی * إِنَّ هذا لَفِی الصُّحُفِ الْأُولی * صُحُفِ إِبْراهِیمَ وَ مُوسی »[23].

خداوند، هدف از نازل کردن تورات بر موسی علیه السلام را ایمان مردم به جهان آخرت دانسته است:

«ثُمَّ آتَینا مُوسَی الْکتابَ . .. لَعَلَّهُمْ بِلِقاءِ رَبِّهِمْ یؤْمِنُونَ»[24]؛ سپس به موسی کتاب- تورات- دادیم. .. شاید آنان [بنی اسرائیل ] به دیدار پروردگارشان [روز رستاخیز و ثواب و عقاب الهی ] ایمان آورند.

هم چنین به حضرت عیسی علیه السلام موضوع آخرت را یادآور شده است:

«إِذْ قالَ اللَّهُ یا عِیسی إِنِّی مُتَوَفِّیک وَ رافِعُک الی. .. ثُمَّ إِلَی مَرْجِعُکمْ فَأَحْکمُ بَینَکمْ فِیما کنْتُمْ فِیهِ تَخْتَلِفُونَ* فَأَمَّا الَّذِینَ کفَرُوا فَأُعَذِّبُهُمْ عَذاباً شَدِیداً فِی الدُّنْیا وَ الْآخِرَةِ»؛[25] [یاد کن ] آن گاه که خدا گفت: ای عیسی! من تمام گیرنده و بردارنده توام به سوی خود. .. سپس بازگشت شان به سوی من است. پس در آن چه اختلاف می کردید میان شما داوری خواهم کرد. .. اما کسانی که کافر شدند را در این جهان و آن جهان عذابی سخت خواهم کرد.

روشنی عقیده به آخرت در ادیان الهی تا آن جاست که مؤمن آل فرعون قوم خویش را از رستاخیز می ترساند:

«وَ یا قَوْمِ إِنِّی أَخافُ عَلَیکمْ یوْمَ التَّنادِ. .. وَ إِنَّ الْآخِرَةَ هِی دارُ الْقَرارِ. ..

وَ أَنَّ مَرَدَّنا إِلَی اللَّهِ»[26]؛ و ای قوم من! همانا من بر شما از روز آواز دادن یک دیگر می ترسم. .. و همانا جهان پسین سرای پایندگی است. .. و بازگشت ما به خداست.

بنی اسرائیل، قارون را به جستن خانه آخرت ترغیب می کنند: «وَ ابْتَغِ فِیما آتاک اللَّهُ الدَّارَ الْآخِرَةَ»[27] و یهودیان به زعم خود، سعادتِ آخرت را در انحصار خودشان می دانند:

«قُلْ إِنْ کانَتْ لَکمُ الدَّارُ الْآخِرَةُ عِنْدَ اللَّهِ خالِصَةً مِنْ دُونِ النَّاسِ فَتَمَنَّوُا الْمَوْتَ إِنْ کنْتُمْ صادِقِینَ»[28]؛ بگو: اگر سرای واپسین نزد

خداوند ویژه شماست نه دیگر مردمان، پس آرزوی مرگ کنید اگر راست گویید.[29]

پی نوشت:

[1]  مجموعه آثار( زندگى جاويد يا حيات اخروى)، ج 2، ص 502

[2] معارف قرآن، ص 482

[3]  جاثيه، آيه 24

[4]  سجده، آيه 10

[5] عنكبوت، آيه 20

[6] بقره، آيه 67- 73

[7]  همان، آيه 55- 56

[8] همان، آيه 259

[9] همان، آيه 260

[10] آل عمران، آيه 49 و مائده، آيه 110

[11]  بقره، آيه 243

[12]  يونس، آيه 53

[13]  لقمان، آيه 33

[14] مؤمن، آيه 59

[15]  بقره، آيه 62

[16]  انعام، آيه 130

[17]  زمر، آيه 71

[18]  نوح، آيه 17- 18

[19]  عنكبوت، آيه 17

[20]  يوسف، آيه 37- 38

[21] عنكبوت، آيه 36

[22] مؤمن، آيه 27

[23]  اعلى، آيه 17- 19

[24]  انعام، آيه 154

[25] آل عمران، آيه 55- 56

[26] غافر، آيه 32- 43

[27]  قصص، آيه 77

[28]  بقره، آيه 94

[29] خراسانى، على، آخرت سراى پايدار، 1جلد، بوستان كتاب قم (انتشارات دفتر تبليغات اسلامى حوزه علميه قم) - ايران - قم، چاپ: 1، 1387 ه.ش.

منبع 




ک پایگاه اطلاع رسانی حوزه 

نام:
ایمیل:
* نظر: