کد خبر: ۱۴۶۲۰
تاریخ انتشار: ۱۹ فروردين ۱۳۹۷ - ۰۷:۰۰
انت صراط المستقیم
ایمان على(ع) در نوجوانی با دعوت پیامبر(ص) و تحقیقى بود و دعوت پیامبر(ص) بیهوده و از روی جهل نبوده؛ زیرا .......
مهدی پرس:

سوال
ایمان على(علیه السلام) تحقیقى بود یا تقلیدى؟

پاسخ
گاهی پرسیده می شود که با وجود این که على(علیه السلام) اولین کسى است که اسلامآورد. ولى چون ایشان کودک نابالغى بود، ایمانآوردنش تقلیدى بوده است. اما بقیه خلفا که پیرِ ورزیده و جهان دیده و صاحب عقل کامل بوده ‏اند به ‏طور تحقیقى ایمانآورده ‏اند. آیا ایمان تحقیقى آن‏ها افضل از ایمانتقلیدى على(علیه السلام) نیست؟

در پاسخ می گوییم: در تاریخ آمده است که على(علیه السلام) به دعوت پیغمبر خدا(صلی اللهعلیه وآله) لبیک گفته و اسلامآورده است. این نقل قول، مورد قبول همه فرقه‏ هاى اسلامى چه شیعهو چه سنى است.

حال باید بررسى نمود که آیا پیغمبر(صلی اللهعلیه وآله) می دانسته است که بر نوجوان نابالغ تکلیفى نیست؟! چنانچه نمی دانسته است، پس نسبت جهل به حضرت پیامبر داده ‏ایم. و اگر با وجود این‏که می دانسته، تکلیفى بر نابالغ نیست او را به اسلامدعوت کرده است، پس کار بیهوده و عبثى انجام داده است. در این صورت، نسبت لغو و عبث به ایشان داده ‏ایم.

بنابراین در هر دو حالت مرتکب کفر شده ‏ایم، زیرا در قرآنمجید آمده است: «وَ ما یَنْطِقُ عَنِ الْهَوی اِنْ هُوَ اِلَّا وَحْیٌ یُوحى»؛ (پیامبر خدابه هواى نفس سخن نمی گوید: آنچه می گوید: وحى است که به او رسیده است)‏.(1)

پس قطعاً پیغمبر(صلی اللهعلیه وآله) على(علیه السلام) را لایق، قابل و آماده دعوت می دانسته و زمینه ایمان را در او دیده است که او را به اسلامدعوت نموده است. اگر این زمینه در دیگران بیشتر و بهتر بود، چه بسا آن‏ها را زودتر به اسلامدعوت می کرد.

از طرف دیگر، نه تنها خردسالى و کم سن و سال بودن، با کمال عقل و اراده منافاتى ندارد، بلکه بلوغسنى فقط براى احکام شرعیه لازم است و براى امور عقلانى شرط سنى وجود ندارد. بدیهى است که ایمانآوردن نیز از امور عقلانى است. بنابراین ایمان آوردن على(علیه السلام) در خردسالى از فضایل آن حضرت به شمار می رود. همان گونه که قرآن‏ مجید از زبان عیسى بن مریم- طفل تازه به دنیا آمده- می فرماید: «قالَ اِنِّی عَبْدُ اللَّهِ آتانِیَ الْکِتابَ وَ جَعَلَنِی نَبِیًّا »(2)؛ (به درستى که من بنده خاص خدامی باشم و خداوند کتاب آسمانى و شرف نبوت را به من عطا فرموده است‏). در آیهدیگرى از همان سورهدرباره حضرت یحیى می فرماید: «یا یَحْیی خُذِ الْکِتابَ بِقُوَّهٍ وَ آتَیْناهُ الْحُکْمَ صَبِیًّا»؛ (در کودکى به حضرت یحیى مقام نبوترا بخشیدیم‏).(3) پس آیا می توان اعطاى این فضیلت و مقام به یحیى و عیسى را قبل از رسیدن به سن بلوغ، تقلیدى و تلقینى و فاقد اعتبار دانست؟ یقیناً این گونه نیست، زیرا مطابق آیات قرآنبراى آن‏ها فضیلت محسوب می شود. بنابراین می توان نتیجه گرفت که ایمانآوردن در خردسالى براى امام على(علیه السلام) نیز فضیلت می باشد.

از طرف دیگر، چنانچه ایمانآوردن سه خلیفه اول از ایمانآوردن على(علیه السلام) افضل و برتر می بود از پیامبر خدابه دور و بعید است که در مجلسى که ابوبکر، عمر و ابوعبیده جراح در آن حاضر بودند دست بر شانه على(علیه السلام) زده و فرمود: «اى على تو اولین مومنى هستى که ایمانآوردى و اولین مسلمى هستى که مسلمان شدى و تو براى من، به منزله هارون نسبت به موسى هستی »؟ (4) پیامبرى که همه معتقدیم بجز وحى سخنى نمی گوید.

«وَ ما یَنْطِقُ عَنِ الْهَوی اِنْ هُوَ اِلَّا وَحْیٌ یُوحی» و چون حضرت هارون خلیفه بلا فصل حضرت موسى بوده منظور پیامبر(صلی اللهعلیه وآله) این بوده که حضرت على(علیه السلام) خلیفه بلا فصل پیامبر(صلی اللهعلیه وآله) است.

طبرى در تاریخ خود به نقل از سعد ابن ابی وقاص، در پاسخ سوال پسرش می نویسد: «ابوبکر پس از آن‏که بیش از پنجاه نفر اسلامآوردند، مسلمان شد. عمر نیز پس از اسلام آوردن 45 مرد و 21 زن مسلمان شد».(5)

بنابراین می توان گفت که اسلامعلى(علیه السلام) از «فطرت»، و اسلامآن‏ها از «کفر و شرک» بوده است. یعنى آن‏ها از کفر و شرک‏ و بت پرستى بیرون آمده و به اسلامگرویده ‏اند، در حالى که على(علیه السلام) حتى لحظه ‏اى تمایل به کفر و شرک نداشته است.

به همین دلیل، پیغمبر خدا(صلی اللهعلیه وآله) می فرماید: «برترین مرد عالمیان در زمان من على(علیه السلام) می باشد»(6). این حدیثرا میر سید على همدانى- فقیه شافعى- در کتاب «موده القربى» نقل کرده است. همچنین محمد بن یوسف گنجى شافعى در باب24 کتاب کفایة الطالباز پیامبر خدا(صلی اللهعلیه وآله) چنین نقل می کند: «سبقت گیرندگان همه امت ‏ها در ایمانو توحیدسه نفر بودند که شرک به خدانیاوردند. این سه تن على ابن ابی طالب(علیه السلام) و حبیب نجار- صاحب یاسین- و حزقیل- مومن آل فرعون- بودند که راست‏ کرداران نیز بودند و على ابن ابی طالب(علیه السلام) افضل آن‏ها بود».(7)، (8)

پی نوشت:

(1). سوره نجم ، آیه 3 و 4.          

(2). سوره مریم، آیه 30.

(3). سوره مریم، آیه 12.

(4). مناقب آل ابی طالب، ج 1، ص 290 و ج 3 ص 378؛ تاریخ طبرى، ج 4، ص 433؛ ذخائر العقبى فى مناقب ‏ذوى القربى، ص 58؛ شبهاى پیشاور، ص 396 «یا علیّ أنت أوّل المؤمنین و أوّلهم إسلاماً و أنت منّی بمنزلة هارون من موسى». این حدیث را بارها عمر خلیفه دوم نقل کرده است.

(5). محمد بن سعد گوید: به پدرم گفتم: «ابو بکر اول از همه اسلام آورد؟» گفت: «نه بیشتر از پنجاه کس پیش از او اسلام آورده بودند...» ( تاریخ‏ الطبری/ترجمه، ج‏3، ص:862). ابو جعفر گوید: « گفته ‏اند که وى(عمر) پس از چهل و پنج مرد و بیست و یک زن اسلام‏ آورد.» ( تاریخ‏ الطبری/ترجمه،ج‏5،ص:2035 )

(6). ینابیع المودة لذوى القربى، ج 2، ص 298؛ بحار الانوار، ج 37، ص 49؛ شبهاى پیشاور، ص 399. «أفضل‏ رجال العالمین فی زمانی هذا علیّ».

(7). تاریخ بغداد،ج14، ص155، رقم 7468؛ مناقب آل ابی طالب، ج 1، ص 290؛ تفسیر قرطبى، ج 15، ص 20؛ سیره حلبی ،ج1،ص435؛ تخریج الاحادیث والآثار، الزیلعی ،ج3، ص163؛ بحار الانوار، ج 64، ص 205؛ شبهاى پیشاور، ص 398. «سباق الأمم ثلاثة لم یکفروا باللَّه طرفة عین خربیل مؤمن آل فرعون و حبیب النجار صاحب یاسین و علیّ بن أبی طالب علیه السلام و هو أفضلهم».

(8). گردآوری از کتاب: پاسخ به شبهات در شبهای پیشاور، صانعی، نیره سادات، نشر مشعر، تهران،  ١٣٨۵، ص 96- 98.

منبع : پایگاه اطلاع رسانی حوزه 
نام:
ایمیل:
* نظر: