کد خبر: ۱۴۳۹۲
تاریخ انتشار: ۱۶ اسفند ۱۳۹۶ - ۰۹:۴۳
همراه با نهج البلاغه؛
شرح و تفسیر حکمت315 نهج البلاغه با موضوع طريقه خوشنويسى را در اینجا بخوانید.نهج البلاغه با مرور قرن‌ها نه تنها تازگی و جذابیت خویش را حفظ کرده که فزون‌تر ساخته است و این اعجاز نیست مگر به سبب ویژگی هایی که در شکل و محتوا است.

  مهدی پرس، نهج البلاغه با مرور قرن‌ها نه تنها تازگی و جذابیت خویش را حفظ کرده که فزون‌تر ساخته است و این اعجاز نیست مگر به سبب ویژگی هایی که در شکل و محتوا است. این امتیاز را جز در مورد قرآن نمی توان یافت که در کلام امام علی(ع) درباره قرآنآمده است: « ظاهره انیق و باطنه عمیق، لاتفنی عجائبه و لاتنقضی غرائبه » قرآن کتابی است که ظاهری زیبا و باطنی عمیق دارد، نه شگفتی های آن پایان می‎پذیرد و نه اسرار آن منقضی می‎شود. در سخن مشابهی نیز آمده است : «لاتحصی عجائبه و لاتبلی غرائبه» نه شگفتی های آن را می‎توان شمرد و نه اسرار آن دستخوش کهنگی می‎شود و از بین می‎رود.

سخنان امام علی(ع) در فاصله قرن اول تا سوم در کتب تاریخ و حدیث به صورت پراکنده وجود داشت. سید رضی در اواخر قرن سوم به گردآوری نهج البلاغه پرداخت و اکنون بیش از هزار سال از عمر این کتاب شریف می‎گذرد. هر چند پیش از وی نیز افراد دیگری در گردآوری سخنان امام علی (ع) تلاش‌هایی به عمل آوردند، اما کار سید رضی به خاطر ویژگی هایی که داشت درخشید و ماندگار شد، چون سید رضی دست به گزینش زده بود.

شرح و تفسير حکمت 315 نهج البلاغه

وقال علیه السلام لِكاتِبِهِ عُبيْدَاللّهِ بْنِ أبي رافِعٍ : اَلِقْ دَواتَکَ، وَأَطِلْ جِلْفَةَ قَلَمِکَ، وَفَرِّجْ بَيْنَ السُّطُورِ، وَقَرْمِطْ بَيْنَ الْحُرُوفِ فَإِنَّ ذلِکَ أَجْدَرُ بِصَبَاحَةِ الْخَطِّ.
امام علیه السلام به كاتب خود، عبيدالله بن أبى رافع فرمود : مركّب دوات خود را با گذاشتن ليقه در آن، تنظيم كن و شكاف نوك قلمت را طولانى نما وميان سطرها فاصله بينداز و فاصله بين حروف را كم كن كه اين به جلوه وزيبايى خط مى افزايد.

امام علیه السلام در اين گفتار جالب خود چهار دستور براى حُسن خط مى دهد؛ به كاتبش عبيدالله بن ابى رافع مى فرمايد: «مركّب دوات خود را با گذاشتن ليقه در آن، تنظيم كن و نوك قلمت را طولانى نما و ميان سطرها فاصله بينداز و فاصله بين حروف را كم كن كه اين به جلوه و زيبايى خط مى افزايد»؛ (وَقَالَ علیه السلام لِكاتِبِهِ عُبيْدَاللّهِ بْنِ أبي رافِعٍ: اَلِقْ دَواتَکَ، وَأَطِلْ جِلْفَةَ قَلَمِکَ، وَفَرِّجْ بَيْنَ السُّطُورِ، وَقَرْمِطْ بَيْنَ الْحُرُوفِ فَإِنَّ ذلِکَ أَجْدَرُ بِصَبَاحَةِ الْخَطِّ). در زمانهاى گذشته براى نوشتن خط از دوات كه ظرف كوچكى بود استفاده مى كردند و مركب سياه در آن مى ريختند و براى اينكه مركب فراوانى به نوك قلم نيايد و حروف را زشت و كاغذ را سياه نكند قطعه پارچه يا پنبهاى در آن مى نهادند كه مركب را به خود مى گرفت و هنگامى كه قلم را در دوات وارد مىكردند مركب به مقدار نياز به نوك قلم مى چسبيد و مشكلى براى نوشتن حاصل نمى شد.

آن چيزى كه براى جذب مركب در دوات مى نهادند ليقه مى ناميدند. بنابراين «اَلِقْ» كه فعل امر است به اين معناست كه ليقه در دوات بگذار. از سوى ديگر براى تنظيم مركب قلم و جذب تدريجى آن براى نوشتن، در نوك قلمهايى كه از نى تراشيده بودند شكافى مى دادند. اين شكاف مقدارى مركب را در خود جاى مى داد و به تدريج بر صفحه كاغذ وارد مى كرد. اين شكاف در لغت «جِلْفَةَ» ناميده مى شود و اگر طولانى تر باشد مركب بيشترى به خود جذب مىكند و نويسنده مىتواند با يك بار فروبردن قلم در دوات كلمات بيشترى را آن هم به صورت يكنواخت بنويسد و اين هر دو به زيبايى خط كمك مى كند. «تفويج بين سطور» به اين معناست كه سطرها داخل هم نباشد و خواننده بتواند به راحتى آنها را از هم جدا كند، زيرا هنگامى كه خطها به هم نزديك باشند افزون بر اينكه صفحه كاغذ سياه و زشت به نظر مى رسد خواننده نيز پس از پايان يك سطر، براى رفتن به سطر بعد گاه گرفتار اشتباه مى شود و دوباره به همان سطر قبل بازمى گردد. «قَرْمِطْ» از ماده «قَرْمَطَ» به معناى نزديك ساختن است، روشن است كه اگر حروف يك كلمه از هم جدا و دور شود آن خط بسيار زشت وناموزون خواهد شد. بنابراين ظرافت و زيبايى خط ايجاب مى كند كه اين دستورات چهارگانه به دقت رعايت شود.

شرح و تفسير حکمت 315 نهج البلاغه

در اينجا به چند نكته بايد توجه داشت : نخست اينكه اختراع خط يكى از مهمترين مسائل زندگى بشر است. انسان به وسيله خط توانست تجربيات خود را ثبت كند و براى آيندگان به يادگار بگذارد و شخصآ نيز مسائلى را در زندگى فراموش نكند. به همين دليل از زمانى كه خط اختراع شد دوران تاريخ بشر آغاز گشت و پيش از آن را دوران قبل از تاريخ مى نامند، چراكه آنها نتوانستند سرگذشت خود را مكتوب كنند و براى آيندگان به يادگار بگذارند. اصولا تمدن انسانى وعلوم و دانشها و اختراعات و ابتكارات مديون خط است كه اگر نبود، تجارب بشر و افكار دانشمندان با هم نمى آميخت و به سوى جلو حركت نمى كرد وپيوسته انسان در همان مراحل اوليه گام برمى داشت. شايد به همين دليل است كه خداوند در قرآن مجيد به آن قسم ياد كرده ومى فرمايد: «(ن وَالْقَلَمِ وَمَا يَسْطُرُونَ)؛ سوگند به قلم و آنچه با قلم می نويسند». همچنين در آياتى كه در آغاز بعثت پيامبر صلی الله علیه وآله نازل شد مى خوانيم: «(اقْرَأْ بِسْمِ رَبِّکَ الَّذِى خَلَقَ… الَّذِى عَلَّمَ بِالْقَلَمِ * عَلَّمَ الاِْنسَانَ مَا لَمْ يَعْلَمْ)؛ بخوان به نام پروردگارت كه (موجودات را) آفريد، همان كسى كه به وسيله قلم تعليم نمود وبه انسان آنچه را نمى دانست آموخت».

نكته ديگر اينكه يك نوشته خوب بايد هم محتواى آن خوب باشد و هم داراى ظاهرى زيبا و آراسته باشد به همين دليل نامه هايى كه با خط بد نوشته شده باشند و كتابهايى كه با چاپ نازيبا چاپ شده باشند كم ارزش خواهند بود، هر چند محتواى خوب و جالبى داشته باشند. به خصوص در زمان ما كه بيش از هر زمان به زيبايى اهميت مى دهند و سعى دارند امور مادى و معنوى را در بهترين لباس ارائه دهند. به همين دليل امام علیه السلام در كلام بالا با ذكر جزئيات دقيق به اين مطلب اشاره فرموده است. شخصيتها هميشه (چه در گذشته و چه در حال) خوش خط ترين كاتبان را براى خود انتخاب مى كنند تا نامه ها و رساله هاى آنها تأثير بيشترى داشته باشد. نكته ديگر اينكه ممكن است بعضى اشكال كنند اين گفتار حكيمانه امام علیه السلام با گفتار ديگرى از آن حضرت كه به نزديك نمودن سطور يك نامه و ريز نوشتن، جهت صرفه جويى در كاغذ و مركب توصيه مى كند، سازگارى ندارد؛ آنجا كه طبق روايت امام صادق علیه السلام از آن حضرت، به فرمانداران خود نوشت: «أَدِقُّوا أقْلامَكُمْ وَقارِبُوا بَيْنَ سُطُورِكُمْ وَاحْذَفُوا عَنّي فُضُولَكُمْ وَاقْصِدُوا قَصْدَ الْمَعاني وإيّاكُمْ وَالاْكْثارَ فَإنَّ أمْوالَ الْمُسْلِمينَ لاتَحْتَمِلُ الاْضرارَ؛ نوك قلمها را تيز كنيد وسطور را به هم نزديك سازيد و مطالب اضافى را در نامه هايى كه براى من مى نويسيد حذف كنيد و مقصودتان بيان معانى باشد (نه لفّاظى و بازى با الفاظ) و از پرگويى بپرهيزيد، زيرا اموال مسلمانان تاب تحمّل اين ضررها را ندارد».

ولى با كمى دقت روشن مى شود كه اين دو دستور منافاتى با هم ندارند؛ كلام نخست اشاره به رعايت زيبايى هاى معقول است و كلام دوم اشاره به اسراف وافراط در اينگونه مسائل. شاهد آن كلمه اضرار است كه در آخر حديث دوم آمده است؛ يعنى نبايد افراطكارى به جايى برسد كه موجب ضرر به بيت المال شود. متأسفانه امروز هم از اين افراطكارى ها هم در نامه ها و هم در مجلات علمى و غير علمى مشاهده مى شود. گاه يك نامه دوخطى را در يك صفحه بزرگ كاغذ مرغوب مى نويسند و در پاكتى به همان اندازه مى گذارند در حالى كه براى اينگونه نامه ها مى توان كاغذ و پاكتهاى كوچكترى انتخاب كرد. همچنين در بسياى از مجله ها گاه نصف بيشتر صفحه را با عكسهاى مبهم ونامعقول پر مى كنند و تنها در مقدار كمى از صفحه به ذكر مطالب مى پردازند.

نام:
ایمیل:
* نظر: