کد خبر: ۱۳۲۵۷
تاریخ انتشار: ۰۷ آذر ۱۳۹۶ - ۰۹:۴۳
هشتم ربیع الاول سالروز شهادت امام حسن عسکری، است؛ پس از شهادت این امام بزرگوار، حضرت مهدی (عج) به امامت می‌رسند که این مناسبت همواره در کانون توجه شاعران کشورمان قرار داشته است و برای آن اشعاری سروده‌اند.
مهدی پرس:
سازگار

 قیامتـی است گمانم قیامت مهدی است

 جهـان محیط وسیع کرامت مهدی است

 زمان زمان شروع زعامت مهدی است

غدیـر دوم شیعـه، امـامت مهدی است

 همه کنیـد قیـام و همـه دهید سلام

امـام کـل زمان‌ها دوباره گشت امام

 بشـارت آمـده بهـر بشـر مبارک باد

شب فراق سحر شد، سحر مبارک باد

 بهشت وصل خـدا را ثمر مبارک باد

بـرای منتظـران این خبر مبارک باد

 خطاب نـور همه آیه‌های نصر شده

ولـیِّ عصـر، دوباره ولیِّ عصر شده

 خطاب حضرت معبود را بخوان با من

پیام قاصـد و مقصود را بخوان بـا من

 بیــا ترانـه داوود را بخـوان تـا مـن

سرود مهـدی موعود را بخوان با من

 وبـاره آیـه جاء الحق آشکار شده

به یمن وصل، همه فصل‌ها بهار شده

 ز تیرگـی چـه زیان کوه نور نزدیک است

رهی که بود به چشم تو دور، نزدیک است

 فـراق رفتـه و فیض حضور نزدیک است

الا تمامــی یــاران! ظهـور نزدیک است

 فـرار ابـر و رخ آفتــاب را نگــرید

سراب‌هـا همـه رفتنـد، آب را نگرید

 بشارت ای همه یاران که یار می‌آید

نویــد رحمـت پــروردگار می‌آید

 محمـد از طــرف کوهسـار می‌آید

علی گرفته بـه کف ذوالفقار می‌آید

 دعـای عهد و فرج را همـه مرور کنید

سلام تازه بر آن تک سوار نور می‌آید

 ز مکـه سر زده صبح قیام ابراهیم

رسد بـه عالـم هستی پیام ابراهیم

 امـام عصر که بر او سـلام ابراهیم

قیـام کــرده، کنـار مقـام ابراهیم

 حـرم رسانه آوازه «انـا المهدی» است

چهان پر از سخنِ تازه «انا المهدی» است

 جهانیان! همـه جا در کنار یار کنید

دل خـزان زده خویش را بهار کنید

 یهودیـان همه جا در شرارِ نار کنید

الا تمامــی وهابیــان فــرار کنید

 رها کنیـد حرم را، حرم، دیار علی است

به دست مهدی موعود، ذوالفقار علی است


قاسم نعمتی

تاج امامت است به روی سر شما

 خیل ملائکند به دور و بر شما

 قربان چهره ات که تجلی مصطفاست

 قربان آن صلابت چون حیدر شما

 ای کاش صبح روز ظهورت صدا کنند

 نام مرا عزیز خدا؛ یاور شما

 در زیر طاق صحن گوهرشاد حاضر است

 از بهر خطبه خوانی تان منبر شما

 نفرین فاطمه شده صدشکر مستجاب

 لبخند آمده به لب مادر شما

 آقا دعا کنید که در زندگی مان

 باشیم ای ذخیرۀ حق یاور شما

 ای چشمۀ زلال الهی ظهور کن

 ماتشنه ایم، تشنه لب کوثر شما

 فرموده ای که الگوی من مادر من است

 با این حساب فاطمه شد رهبر شما

 کی ریشه کن کنی تو تبار یهود را

 ای جان فدای طنتنه ء خیبر شما

 بیرون بکش زخاک دوتا غاصب فدک

 این انتقام گشته به حق باور شما

 روز ظهور نعره زنی جدی الحسین

 کرببلاست چون هدف آخر شما


غلامرضا سازگار

جهان محیط وسیع عنایت است امروز

 وجود، مرکز نور هدایت است امروز

 عطا و جود و کرم بی نهایت است امروز

 دهید مژده که عید ولایت است امروز

 خجسته باد به مستضعفین زعامتشان

 که ثبت شد به کتاب خدا امامتشان

 الا که قائم امر قیام شد مهدی

 زمامدار به کل نظام شد مهدی

 به خلق، رهبر والا مقام شد مهدی

 امام بود و دوباره امام شد مهدی

 کرامت و شرف و نصر ما مبارک باد

 امامت ولیعصر ما مبارک باد

 محیط سفرۀ گستردۀ کرامت اوست

 پناه عالم هستی به ظلّ قامت اوست

 امامت همه مستضعفین امامت اوست

"سلامت همه آفاق در سلامت اوست"

 کرامتی که ز کف رفته باز، باز آرد

 لوای حمد علی را به اهتزاز آرد

 سلام گرم همه اولیا به جان و تن اش

 که اوست شمع و دل انبیاست انجمن اش

 شفای روح هزاران مسیح در سخنداش

 شکوه احمدی و ذوالفقار بوالحسن اش

 صلای عدل الهی به تازیانۀ اوست

 لوای دولت مستضعفین به شانۀ اوست

 نُه ربیع نخستین، نکوترین عید است

 غدیر دوم پویندگان توحید است

 بزرگ عید امامت بدون تردید است

 ندای نصر من الله مهر تایید است

 ترانۀ جرس از کاروان نور آید

 ز جبرئیل امین مژدۀ ظهور آید


رضا باقریان

آقا مبارک است رَدای امامتت

 ای غایب از نظر به فدای امامتت

 می خواستند حق تو را هم قضا کنند

 کَذاّبها کجا و عبای امامتت

 ما زنده ایم از برکات ولایتت

 ما عهد بسته ایم به پای امامتت

 از روز اولی که رسیدیم زین جهان

 گشتیم آشنا به صدای امامتت

 این روزها هوای تو را کرده ام بیا

 ماییم یاکریمِ هوای امامتت

 آقا بیا تقاصِ شهیدان به پای توست

 آقا فدای کرببلای امامتت

 تا روزِ بازگشتِ تو سیدعلی شده

 پرچم به دوش، زیرِ لوای امامتت

 

محمود مربوبی

فوج مَلَک دُور و بَرَش دارد نگارم

یک آسمان زیر پرش دارد نگارم

 باید تمام عرشیان چاوش بخوانند

تاج ولایت بر سَرَش دارد نگارم

 صبرش علی خویش حسن صبرش حسینی

خُلقی چو جدّ اطهرش دارد نگارم

 نامی دِگر از حاتمِ طاعی نمانده است

از بس گدا در محضرش دارد نگارم

 حتّی منِ پیمان شکن را هم دعا گوست

الحق که ارث از مادرش دارد نگارم

 از اولّ غیبت به شیعه بوده معلوم

فکری برای آخرش دارد نگارم

 وقتِ فرج شمشیر حیدر را به دستی

قرآن به دستِ دیگرش دارد نگارم

 یعنی به سر فکر تقاص خون جدّ و

شش ماههِ طفلِ پرپرش دارد نگارم

 کوری چشم دشمنان لطفی مداوم

بر این نظام و رهبرش دارد نگارم

 ما در پیِ دیدارِ رویِ یار هستیم

از غَمزه ی چشمان او بیمار هستیم

 

محمد مبشری

این اولین شبی است که مولای من تویی

خوش دین و مذهبی است که آقای من تویی

 با یک نگاه و گوشه ی چشم سیاه خود

زنده نما مرا که مسیحای من تویی

 زیباترین بهانه ی بودن برای من

خوش یار و دلبرِ دل شیدای من تویی

 مرغ خیال اگر به هوای تو پر زند

در باغ آرزو همه رویای من تویی

 بی بودنِ تو بودنِ من چه نبودن است

چون هستی و وجود و تمنای من تویی

 در آرزوی دیدن روی تو جان دهم

چون بهترین نمای تماشای من تویی

 گر چه چنین شبی تو امامم شدی ولی

تو از ازل ستاره و مولای من تویی


احمد ایرانی نسب

سپیده سر زد از بیت امام عسکری امشب

 کرم می آید از سوی شما از هر دری امشب

 ملائک گرم ذکر یا حسن هستند از ماتم

 ولی روح پدر مشغول ذکر دیگری امشب

 که ای جان پدر ، ای نور امیدم بیا بابا

 که در روی تو میبینم جمال حیدری امشب

 بیا ای منتقم چشم انتظارت حضرت زهراست

 اجابت میشود گویا دعای مادری امشب

 مگر تکرار میگردد به تو معراج پیغمبر

 که حتی از پر جبریل هم بالاتری امشب

 بیا که با قدم هایت بشر بیدار میگردد

 بیا که بعثت پیغمبران تکرار میگردد

 تداعی میکند لبخند تو لبخند زهرا را

 جهانی چشم شد بیند مگر فرزند زهرا را

 که او با ذوالفقار مرتضی از راه می آید

 همان روزی که می بندد به سر سربند زهرا را

 همه عالم شود دلداده ی روی درخشانش

 که میبیند خدایا دلبر و دلبند زهرا را

 تو در حصن دعای وان یکاد مادرت هستی

 دگر چشمی نمیگیرد به تو ، این بند زهرا را

 برای با شما بودن دلیل محکمی دارم

 اگر باشی به روی زخم قلبم مرحمی دارم

 برای دیدنت چشم همه غرق تماشا شد

 زمین از قطره های اشک مشتاقانه دریا شد

 چه رویی دلربا داری ، چه گیسویی رها داری

 قیامت زودتر از موعدش این بار بر پا شد

 شما صاحب زمان نه حضرت صاحب دلان هستی

 که معنای حقیقی ولایت در تو معنا شد

 چنان بنده نوازی میکنی کز مهر و احسانت

 غلامی بر در این خانه از لطف تو آقا شد

 خدا را شکر ماهم نوکر این آستان هستیم

 که آقا شد هر آنکس نوکر فرزند زهرا شد

 قلم بر دفترم چرخید نامت بر زبان آمد

 کرامت کردی و بر پیکر این مرده جان آمد

 

انتهای پیام/
نام:
ایمیل:
* نظر: