کد خبر: ۱۲۵۹۹
تاریخ انتشار: ۲۸ مرداد ۱۳۹۶ - ۱۵:۱۶
هیچ کس به من نگفت
مگرنه است که وقتی می آیی ، خلایق انگشت به دهان می مانند که ما این آقا را نه یکبار ، بلکه بارها دیده ایم ، پس تو اینجایی در بین ما
هیچ کس به من نگفت 
که غیبت شما به معنای نبودن نیست بلکه به معنای ندیدن هم نیست ، چرا که تو روی فرش مجالس ما ، قدم میگذاری ، دربین مائی ، ما را می بینیم ، ولی می شناسی ، ما هم تو را میبینم ، ولی نمی شناسم. مگر نه این است که شما را تشبیه کرده اند به یوسف ع که برادران را دید وشناخت ، ولی برادران ، اورا با اینکه دیدند نشناختند . 

مگرنه این است که در دعای ندبه می خوانیم ، ای غایبی که غایب از ما نیستی ؛ فدایت شوم ، ای دور از مایی که از ما دور نیستی .

مگرنه است که وقتی می آیی ، خلایق انگشت به دهان می مانند که ما این آقا را نه یکبار ، بلکه بارها دیده ایم ، پس تو اینجایی در بین ما ، ولی غایبی ، یعنی ناشناخته ای ، نشناختن هم گناه ماست ، مشکل تو نیست ، تو برای من غایبی که نمی شناسمت .

ای کاش در نوجوانی به من گفته بودند که با شناخت تو ، غیبت حداقل برای خودم ، تمام شدنی است .


ای کاش بودنت را هر لحظه با تمام وجودم حس می کردم .

بارها روی تو دیدم ولی نشناختم     لاله از باغ رخت چیدم ولی نشناختم

کعبه را کردم بهانه تا برگردم دورتو     آمدم دور توگردیم ، ولی نشناختم


نام:
ایمیل:
* نظر: