کد خبر: ۱۲۲۳۶
تاریخ انتشار: ۲۴ خرداد ۱۳۹۶ - ۱۷:۳۱
شب قدر
گفته می شود شب قدر شب تقدیر و مقدرات است یعنی مقدرات یکسال در شب قدر رقم می خورد سوال این است که آیا انسان قادر به تغییر تمام تقدیرات الهی هست؟ در صورت امکان راه این تغییر چیست ؟

گفته می شود شب قدر شب تقدیر و مقدرات است یعنی مقدرات یکسال در شب قدر رقم می خورد سوال این است که آیا انسان قادر به تغییر تمام تقدیرات الهی هست؟ در صورت امکان راه این تغییر چیست ؟

پاسخ اجمالی

اول باید با معانی کلمات «قضا» و «قدر» و «تقدیر» و «قضای الهی» آشنا شد. قدر به معنای اندازه و تقدیر به معنای اندازه گیری است و قضا به معنای یکسره کردن و به انجام رساندن. تقدیر الهی به این معناست که خداوند متعال برای هر پدیده ای، حدود خاصی را قرار داده است که تحت تأثیر عواملی تحقق می یابد، و منظور از قضای الهی، آن است که پس از فراهم شدن مقدمات و شرایط ایجاد یک پدیده، خداوند، آن را به مرحله نهایی می رساند.

دوم آنکه، با مراجعه به متون دینى و دقت در مضمون آیات و روایات، مختار بودن انسان فهمیده می شود. و منظور این است که على رغم همه‏ى عوامل و شرایط و با حفظ حاکمیت قدرت و اراده الهى، بشر قادر به انجام افعالى است که اگر اراده مى‏کرد مى‏توانست آنها را انجام ندهد و به گونه‏اى دیگر رفتار کند.

سوم. تقدیر الهی یا سرنوشت، دو حوزه دارد: 1. حوزه ای که خارج از اختیار آدمی است؛2. حوزه ای که شامل افعال اختیاری انسان می شود. اما در مورد افعال انسان ها، باید دانست که تقدیر الهی، فعل انسان را با تمام خصوصیات آن در برمی گیرد و اختیاری بودن فعل انسان، یکی از این خصوصیات است؛ پس، تقدیر خداوند در مورد اعمال انسان ها به این معناست که شخص، با شرایط معینی و با بهره گیری از اختیار خویش، و نه به طور جبری، به عمل خویش اقدام می کند.

نتیجه آنکه انسان، می تواند در حوزه ای که شامل افعال اختیاری اوست با اراده و تصمیم گیری آزاد عمل کند و این موضوع با تقدیرات الهی منافاتی ندارد.

پاسخ تفصیلی

در پاسخ به این پرسش، چند نکته را باید تذکر دهیم:

اول. مفهوم قضا و قدر:

واژه «قدر» به معنای اندازه، و «تقدیر» به معنای و اندازه گیری و چیزی را با اندازه ی معینی ساختن است و واژه «قضا» به معنای یکسره کردن و به انجام رساندن و داوری سنجش کردن (که آن هم نوعی به انجام رساندن اعتباری است) استعمال می شود. گاهی این دو واژه به صورت مترادف و به معنای «سرنوشت» نیز به کار می رود.

منظور از تقدیر الهی این است که خدای متعال برای هر پدیده ای، اندازه و حدود کمی و کیفی و زمانی و مکانی خاصی قرار داده است که تحت تأثیر علل و عوامل تدریجی، تحقق می یابد. و منظور از قضای الهی این است که پس از فراهم شدن مقدمات و اسباب و شرایط یک پدیده، آن را به مرحله ی نهایی و حتمی می رساند. [1[

دوم. مختار بودن انسان

با مراجعه به متون دینى و دقت در مضمون آیات و روایات، مختار بودن انسان فهمیده می شود. معناى این سخن آن نیست که انسان مختار محض است و هیچ عامل و قدرتى نمى‏تواند بر رفتار و اعمال او تأثیر و حاکمیت داشته باشد، بلکه منظور آن است که على رغم همه‏ى عوامل وشرایط و با حفظ حاکمیت قدرت و اراده‏ى الاهى، بشر قادر به انجام افعالى است که اگر اراده مى‏کرد مى‏توانست آنها را انجام ندهد و به گونه‏اى دیگر رفتار کند. پس انسان مسئول اعمال ارادى خویش است و جبر مطلق بر او حکم ‏فرما نیست. [2] ، [3[

سوم. رابطه ی قضا و قدر با اختیار انسان:

تقدیر الهی یا سرنوشت، دو حوزه دارد:

1. حوزه ای که خارج از اختیار آدمی است؛ مانند وقوع حوادثی چون سیل، زلزله، طوفان و ... در زندگی انسان، که وظیفه ی انسان دین باور در برخورد با حوادثی که به وقوع پیوسته، چیزی جز تسلیم و خرسندی نیست، البته بدیهی است که تسلیم بودن در برابر این گونه امور الهی، با تلاش برای جلوگیری از حدوث بلایا یا تقلیل خسارات و یا جبران خسارات ناشی از آن بلایا منافاتی ندارد. چون تسلیم بودن، مربوط به اصل تحقق اموری است که بدون اختیار انسان واقع شده و تحقق یافته است و لزوم تلاش، یا برای جلوگیری از حدوث بلا، یا تقلیل آثار و یا برای جبران خسارت ناشی از آن است و بین این دو فرق است؛ چون ممکن است در همان موردی که انسان تمام تلاش و نهایت توان خود را به کار برده باز بلا و حادثه واقع شود، مثل اینکه نهایت قدرت انسان در استحکام بنا، مقاومت در برابر قدرت معینی از زلزله است، حال اگر زلزله ای با قدرت بالاتری واقع شود در چنین موردی انسان دین باور، وظیفه ای جز تسلیم ندارد.

2. حوزه ای که شامل افعال اختیاری انسان می شود. در این حوزه، تقدیر الهی هیچ گونه منافاتی با اراده و تصمیم گیری آزاد انسان ندارد و از این رو، مسئولیت افعال آدمی در این حوزه بر عهده ی خود اوست.

چون، معنای قضا و قدر الهی این است که تحقق هر پدیده ای با همه ی خصوصیات و قیود آن، مستند به علم و اراده ی الهی است و همه تحت تدبیر حکیمانه ی الهی می باشد و آنچه خداوند تقدیر می کند، فعل انسان همراه با همه ی خصوصیات و قیود آن است، نه بدون آنها. برخی از این خصوصیات به ویژگی های زمانی و مکانی باز می گردد و پاره ای نیز به فاعل آن مربوط می شود، و یکی از خصوصیات افعال اختیاری، آن است که از سر اختیار و بر پایه ی گزینش آزادانه ی فاعل انجام شود. [4]

در نتیجه:

از کل مباحث مطروحه روش می گردد که انسان، تنها می تواند در حوزه ای که شامل افعال اختیاری اوست با اراده و تصمیم گیری آزاد عمل کند و این موضوع با تقدیرات الهی منافاتی ندارد. زیرا تحقق هر پدیده ای با همه ی خصوصیات و قیود آن، مستند به علم و اراده ی الهی است و همه تحت تدبیر حکیمانه ی الهی می باشد،

پی نوشت:

[1]آیت الله مصباح یزدی، آموزش عقاید، ص 151.

[2]احمد واعظى، انسان از دیدگاه اسلام، ص 12، قم، دفتر همکارى حوزه و دانشگاه، 1375.

[3]اقتباس از سؤال 130 (سایت: ۱۲۳۷)، نمایه:اسلام و مسئله ی جبر و اختیار.

[4]اقتباس از سؤال 342 (سایت: ۳۶۰)،نمایه: تناقض نداشتن قضا و قدر الهی با خودکشی.

مطالب مرتبط
نام:
ایمیل:
* نظر: