کد خبر: ۱۲۰۶۴
تاریخ انتشار: ۰۴ اسفند ۱۳۹۵ - ۱۰:۵۵
آسیب‏ شناسى تربیت مهدوی
در مسأله مهدویت، حقایق رازآمیزی هست که پذیرفتن آنها لازمه تربیت دینی است. از جمله مسأله غیبت بلندمدت امام مهدی(ع)؛ هر چند پاره‏ای از حکمت ‏ها برای غیبت ذکر شده، اما حکمت اساسی آن ناآشکار و از اسرار الهی است.
مهدی پرس:

 تربیت مهدوی به عنوان زیربنای سبک زندگی منتظرانه که می تواند مسیر انتظار را هموار کند یکی از مهمترین مولفه هایی است که بی توجهی نسبت به آن آثار سوئی را بر فرد و جامعه منتظر تحمیل می کند. از این رو، در سلسله مطالبی که به همت واحد پژوهش بنیاد فرهنگی حضرت مهدی موعود(عج) تدوین شده است، این نوع خاص و سرنوشت سازِ تربیت و آسیب هایی که پیش پای آن بروز و ظهور می کند را بررسی می کنیم که هشتمین شماره آن از نظرتان می گذرد:

 


محور ششم. آسیب‏ ها: خرافه ‏پردازی و راز زدایی؛ سلامت: حق ‏باوری.

اشاره: در این محور، آسیب ‏های تربیت دینی، به طور کلی، عبارت از خرافه‏ پردازی و راززدایی است. خرافه‏ پردازی هنگامی در تربیت دینی، آشکار می‏ گردد که حقایق ماورای طبیعی دین، دستخوش عوام‏ زدگی گردد. آسیب ‏زایی خرافه ‏پردازی، نه تنها از آن جهت است که این حقایق، تحریف می ‏گردد، بلکه همچنین از آن رو است که در افراد تحت تربیت، بلاهت را دامن می ‏زند. در قطب مقابل، راززدایی قرار دارد. راززدایی نیز از جمله آسیب‏ هایی است که در کمین تربیت دینی قرار دارد. آسیب‏ زایی این امر در آن است که دین و معارف دینی را در حد طبیعت، به زیر می‏ کشد و عملاً مقصود عمده‏ای را که تربیت دینی، به عهده داشته، نقض می‏ کند و آن برکشیدن آدمی از خاک به سوی خدا بوده است.

چنانکه در محورهای پیشین نیز ذکر شد، داد و ستد نهانی میان دوقطب آسیب را نباید نادیده گرفت. خسته شدن از خرافه‏ پردازی، کار را به راززدایی می‏ کشاند، چنانکه راززدایی، در آخرین حد خود، جهان را کوچک و عبث می‏ گرداند و زمینه را برای خرافه ‏پردازی آماده می ‏کند. در حالت سلامت، حق‏ باوری قرار دارد. تربیت دینی، آدمی را به حق‏ باوری سوق می‏ دهد. حق، نه خرافه است و نه به ضرورت، از هر گونه رازآمیزی به دور است.

 

پس از اشاره کلی به محتوای آسیب و سلامت در این محور، در خصوص مهدویت، به توضیح بیشتر آن خواهیم پرداخت.

قطب نخست آسیب، یعنی خرافه‏ پردازی، در زمینه مهدویت نیز همچون سایر معارف دینی، قابل گسترش است. به ویژه، از آنجا که امام زمان (عج) در غیبت به سر می‏ برند، مطامع سوداگران و حامی عامیان و عوام ‏زدگان، بستر مناسبی برای خرافه ‏پردازی فراهم می‏ آورد. نمونه ‏هایی از این امر را می ‏توان در داعی‏ه این و آن، بر رؤیت امام زمان(عج) یا رؤیاهای مربوط به آن حضرت(عج) ملاحظه نمود. هر چند امکان این امر، در اصل، منتفی نیست و برخی از اخبار، حاکی از رؤیت آن حضرت(عج) توسط بعضی از بزرگان بوده است(1)، اما اندک نیست قصه‏ های بی‏ بنیادی که در این زمینه پرداخته‏ اند. از این رو، در برخی از روایات آمده است که هر کس ادعا کند با امام زمان(ع) ارتباط دارد، او را کذاب بدانید.

 

قطب دوم آسیب، یعنی راززدایی، نیز در زمینه مهدویت، رخ داده و رخ می‏ دهد. در راززدایی، این گرایش وجود دارد که امور، همواره چون اموری طبیعی نگریسته شوند و ردپای هر امر ماورای طبیعی در آنها محو گردد. نمونه این مواجهه با مهدویت را می‏ توان از جمله در مقدمه معروف ابن خلدون ملاحظه نمود. ابن خلدون که مالکی مذهب بود، امکان بی‏ اعتبار شمردن اخبار مربوط به حضرت مهدی (عج) را نداشت زیرا این اخبار در میان اهل سنت نیز رواج داشته است. اما وی کوشیده است بر اساس دیدگاه فلسفی خود در باب جامعه بشری، مهدویت را تفسیر کند.

 

از نظر وی، عصبیت، اساس حکومت و نظام اجتماعی بشری را می‏ سازد و بر این اساس، می ‏گوید چون عصبیّت فاطمی و به طور کلی، عصبیت قریش، از میان رفته، ظهور حضرت مهدی (ع) از خاندان فاطمه (ع) و به پاداشتن حکومتی مقتدر و جهانی ممکن نیست. از این رو، وی به این تفسیر روی می‏ آورد که مراد از ظهور مهدی، پیدایش حکومتی مبتنی بر اتحاد قبائل سادات اطراف مدینه و حجاز است.(2)

 

آسیب‏ زایی راززدایی از معارف الهی، نه تنها در این است که حقیقتی، از نظر پنهان می‏ ماند، بلکه همچنین در این است که آثار تربیتی و تحول بخش آن در زندگی فردی و اجتماعی نیز فرصت بروز نمی‏ یابد. راززدایی از مهدویت و تبدیل نمودن آن به یک واقعه عادی در کنار سایر وقایع عادی، همه آثار تربیتی فردی، اجتماعی و تاریخی این عقیده قدرتمند و الهام ‏بخش را زایل می‏ سازد. ظهور امام مهدی(عج)، چون وعده‏ ای حتمی و الهی، افق روشنی برای بیدار نگاه داشتن امید عدالت و کوشش نمودن در راه تحقق آن و انتقاد نمودن از حاکمیت ‏های جاری است. راززدایی از مهدویت، به منزله از میان بردن تمام این آثار گرانقدر و تحول آفرین است.

 

به دور از دو قطب آسیب، یعنی خرافه‏ پردازی و راززدایی، حالت سلامت در این محور عبارت از حق‏ باوری است. چنانکه اشاره شد، حق‏ باوری به معنای پذیرفتن معارف حق دینی است. حق‏ باوری با خرافه‏ پردازی متفاوت است زیرا در اینجا تنها پذیرش حقایق یا اندیشه‏ های مسلم دینی موردنظر است؛ به علاوه، حق باوری با راززدایی نیز متفاوت است زیرا بسیاری از حقایق دینی و از جمله مهدویت، رازآمیز است.

در مسأله مهدویت، حقیقت‏ هایی وجود دارد که رازآمیز است و پذیرفتن آنها لازمه تربیت دینی است. از جمله امور رازآمیز در مهدویت، خود مسأله غیبت بلندمدت امام مهدی(ع) است. هر چند پاره‏ای از حکمت ‏ها برای غیبت ذکر شده، اما حکمت اساسی غیبت، ناآشکار است و از جمله اسرار الهی محسوب شده است که تنها پس از رفع آن، حکمتش آشکار خواهد شد. این نکته، از جمله در روایتی آمده است که در آن، عبدالله بن فضل از قول امام صادق (ع) می‏ گوید: «همانا برای صاحب این امر، غیبتی است چاره‏ ناپذیر که هر فرد گمراهی در آن تردید می‏ کند.» پس گفتم: چرا چنین است فدایت گردم؟ فرمودند: «به دلیلی که مجاز نیستیم آن را برای شما بازگوییم.» عرض کردم: پس حکمت غیبتش چیست؟ فرمودند: «حکمت غیبت وی چون حکمتی است که در غیبت‏ های حجت ‏های پیشین خدا وجود داشت. به راستی که حکمت آن، آشکار نمی‏ گردد مگر بعد از ظهورش، چنانکه حکمت کارهای خضر(ع) در سوراخ کردن کشتی، کشتن پسربچه و بالا بردن دیوار، برای موسی(ع) آشکار نگردید مگر به هنگام جدایی آن دو. ای پسر فضل، به راستی این امر، از امور الهی، سری از اسرار خدا و غیبی از غیب‏ های الهی است و هنگامی که دانستیم او حکیم است، تصدیق می ‏کنیم که کارها و سخنان او همه حکمت است، هر چند که دلیل آن برای ما آشکار نباشد."(3)

 

جنبه رازآمیز دیگر، شکل زندگی امام مهدی (ع) و قیام ناگهانی وی است. در احادیث، به هنگام اشاره به شکل زندگی امام مهدی(ع)، شباهت وی با یوسف نبی(ع) مورد توجه قرار داده شده که برادران وی به هنگام مواجهه با او در زمان حاکمیتش در مصر، وی را نشناختند. یزید کُناسی از قول امام محمدباقر(ع) می ‏گوید: «صاحب این امر را با یوسف شباهتی است، او فرزند کنیزی سیه چرده است، خداوند کار او را یک شبه برایش اصلاح می‏ کند.»(4)

پی نوشت:

1) به طور مثال، منتخب الاثر، الفصل الخامس، باب فیمن رآه فی الغیبه الکبری.

2) همچنین بنگرید به مقدمه مترجم، آیت الله کمره‏ای، بر کتاب کمال‏ الدین و تمام النعمه شیخ صدوق.

3) عن عبدالله بن الفضل الهاشمی قال: سمعت الصادق جعفر بن محمد (ع) یقول: ان لصاحب هذاالامر غیبه لابدّ منها، یرتاب فیها کل مبطل فقلت: ولم‏جعلت فداک؟ قال: لأمر لم یؤذن لنا فی کشفه، قلت فما وجه الحکمه فی غیبته؟قال: وجه الحکمه فی غیبات من تقدمه من حجج الله تعالی ذکره، انّ وجه‏ال حکمه فی ذلک لاینکشف الاّ بعد ظهوره کما لاینکشف وجه الحکمه لما اتاه‏الخضر من خرق السفینه و قتل الغلام و اقامه الجدار لموسی (ع) الاّ وقت‏ افتراقهما یابن‏الفضل انّ هذاالامر امر من امر الله تعالی و سرّ من سرّالله وغیب من‏غیب الله و متی علمنا انّه عزوجل حکیم صدقنا بانّ افعاله و اقواله کلها حکمه وان کان وجهه غیرمنکشف لنا. (منتخب الاثر، الباب الثامن و العشرون، ص ۳۳۰)

4) عن یزید الکُناسیَّ قال: سمعت أبا جعفر الباقر (ع) یقول: ان صاحب هذاالامر فیه شَبَه من یوسفَ، ابنُ أَمَه سوداءَ، یصلح الله له أمره فی لیله. (غیبت‏ نعمانی، باب ۱۰، ص ۲۳۷)
نام:
ایمیل:
* نظر:
پربحث ترین