کد خبر: ۱۲۰۴۲
تاریخ انتشار: ۲۶ بهمن ۱۳۹۵ - ۱۳:۴۶
فاطمیه
شهادت فاطمه(س) یک روز و یک‌ساعت و چند روز و چند ساعت نیست؛ برهه ای از تاریخ است که عمق آن فراتر از یک برهه است؛ تاریخی گره‌خورده با کنه اسلام و ولایت.
مهدی پرس:


پوسترهای شهادت حضرت زهرا قبر مخفی؛ بزرگترین مبارزه منفی تاریخ بشر




 گاهی شنیده می‌شود که چرا شیعیان برای یک مسئله تاریخی که ممکن است در بندها و فرازهایی از آن سوگیری‌های تاریخ‌نگاری هم وجود داشته باشد این‌قدر اهمیت قائل‌اند و بر آن و درباره آن می‌گریند و می‌نویسند و سخن می‌گویند؛ مگر یک باغ به نام فدک چه مقدار ارزش زمینی دارد که باید یک تاریخ را به خاطر آن به حزن و اندوه سپرد و برای آن عزا گرفت مگر نه اینکه انبیاء فرموده‌اند «نحن معاشر الانبیاء لا نورث»؛ ما انبیاء ارثی از خودمان باقی نمی‌گذاریم.
 
البته این تحلیل ناشی از بریدن و تقطیع تاریخ به نفع خود است چون فاطمه و شهادت فاطمه نه یک تاریخ چند روز و چند ساعت بلکه یکی از مهمترین برهه و مقاطع حساس تاریخ اسلام است که کمیت تاریخ اسلام بدون آن لنگ است.
 
شهادت فاطمه با مسامحه، ریشه در بعثت پیامبر و ریشه در «وَأَنْذِرْ عَشِيرَتَكَ الْأَقْرَبِينَ» (۲۱۴ شعراء) دارد که در تاریخ به یوم‌الانذار معروف است؛ ریشه در روزی که پیامبر به دستور خداوند، عشیره و اقربای خود را در منزل خویش گردآورد و سخن از وصایت فردی به میان آمد که نخستین مومن به پیامبر بود؛ سخن از وصایت و ولایت علی(ع)؛ نوجوانی شهامت و شجاعت و تدبیر و کارآمدی او سبز سبز بود.
 
پیامبر سه بار سخن از بعثت خویش به میان آورد و بعد درخواست جانشین و وصی برای خود کرد اما هر سه بار تنها نامزد این سمت، علی بود و علی و شاید از همان روز بذر حسادت در دل‌‌هایی پاشیده شد که بعدها خودشان یا فرزندانشان و پیروانشان شدند گردانندگان سقیفه.
 
تاریخ فاطمه ریشه در روزهایی دارد که علی در لیلة المبیت اسلام به جای پیامبر خوابید؛ شبی که تصور آن هم برای هر انسانی جز او و خاندان او وحشتناک است؛ شبی که پیامبر(ص) به پشتوانه او توانست تاریخ هجرت اسلام را بر پهنه گیتی بگستراند و آن را ثبت و ضبط فرماید و بر پایه آن حکومتی تشکیل دهد که در تاریخ بشر بی نظیر است.
 
شهادت فاطمه ریشه در بدر و خیبر و احزاب دارد(احقاد بدریة و خیبریة و حنینیة و غیرهن) آنجا که نه تنها علی(ع) شجاعت اعراب را بلکه شجاعت بشریت را به چالش کشید، جایی که با گردن زدن عمر بن عبدود بت جهل و جهالت عربیت را کمر شکست. تاریخ فاطمه ریشه در احقاد بدر و خیبر و حنین و غیر آن دارد؛ ریشه در روز و شبی که منافقان تاریخ اسلام قصد داشتند با رم‌دادن شتر پیامبر در یک شب تاریک تاریخی کار ایشان و حکومتش را یکسره کرده و قبل از آن که کار به سقیفه برسد حکومت خود را تثبیت کنند.
 
آری خلاصه کردن تاریخ فاطمه به فدک و غصب و آب و زمین و درگیری بر سر ثروت و مال ظلم به فاطمه است و تاریخ؛ مسلما کسانی که مصداق «وَيُطْعِمُونَ الطَّعَامَ عَلَى حُبِّهِ مِسْكِينًا وَيَتِيمًا وَأَسِيرًا»(۸ انسان) هستند و در عین سه روز روزه‌داری از غذای خود زدند تا به مسکین و یتیم و فقیری کمک کنند که شاید کافر و بت‌پرست بوده و هنوز در زمره اسلام در نیامده‌اند بر سر زمین و آب و نان با کسی دعوا نمی‌کنند؛ بر سر حکومت ظاهری که چند صباحی بر مردم حکمرانی کنند هم دعوا ندارند.
 
شهادت فاطمه تاریخ بلندی است به اندازه تاریخ ولایت و وصایت؛ تاریخ فاطمه(س) با نگاهی معنوی تاریخی است به اندازه «اول ماخلق الله نوری». درسی است برای دفاع از ولایت و امامت انسان کامل، دفاع از توحید و نبوت و معاد، دفاع از عدالت و امامت؛ همان طور که در خطبه فدکیه او آمده است؛ فاطمه خطبه‌اش را با سخن از توحید و نبوت و معاد آغاز می‌کند و اگر به فدک هم تذکره‌ای می‌دهد نه برای آن است که دعوای ولایت را به وادی سیاستی زمینی بکشاند بلکه سخن از بی عدالتی است که نه مورد پسند خداست و نه در سیره پدر و شوهرش وجود دارد؛ سخن از غصب امامت است و حقوق امام.
 

امروز هم اگر قبر او مخفی است نه برای اینکه علی(ع) جرئت نداشت از قبر آشکار او دفاع کند بلکه بزرگ‌ترین مبارزه منفی تاریخ بشریت را رقم زد تا همان طور که در حیات مدافع ولایت بود در ممات ظاهری نیز چنین باشد و بی جهت نیست که قبر مخفی او نماد دفاع از ولایت و مبارزه با جانشینی نا به حق است.    

 
قبر مخفی؛ بزرگترین مبارزه منفی تاریخ بشر
 
 

اگرچه مقام و شخصیت فاطمه(س) در یک روایت و حدیث نمی‌گنجد ولی به قدر تشنگی آبی از این دریای بیکرانه از لسان آیت‌الله العظمی وحید خراسانی از مراجع معظم تقلید می‌چشیم که در درس خود در روز ۱۶ آبان ۱۳۷۱ ایراد کرده و گفته است:

 
عظمت نور زهرا(سلام الله علیها) از کجا و تا کجاست؟ کجا معرفت او میسر است؟ ما اکتفا می کنیم به این حدیث: روایت در علل، آن هم سند در کمال قوت. جابر، عن أبی عبد الله، قلت: لم سمیت فاطمة الزهرا زهرا؟  علت تسمیه فاطمه زهرا به زهرا چیست؟ - فقه این حدیث بسیار مبسوط است منتهی به قدر میسور –  فَقَالَ: لِأَنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ خَلَقَهَا مِنْ نُورِ عَظَمَتِهِ . مبدأ این است . مخلوق است اما از چه مخلوق است؟ از نور عظمت الله. یک عمر در رکوع گفتید: سبحان ربي العظیم، آن اسم عظیم مبدأ آفرینش فاطمه است. مِنْ نُورِ عَظَمَتِهِ ".هم نور الله، هم عظمة الله. این مبدأ خلقت.
 
بعد که آفرید از همچو مبدأی. فَلَمَّا أَشْرَقَتْ .... أَشْرَقَتْ... اشراق کرد، نور باران کرد همه عوالم وجود را همچو مبدأی. فَلَمَّا أَشْرَقَتْ أَضَاءَتِ السَّمَاوَاتُ وَالْأَرْضُ بِنُورِهَا وَ غَشِيَتْ أَبْصَارُ الْمَلَائِكَةِ وَ خَرَّتِ الْمَلَائِكَةُ لِلَّهِ سَاجِدِينَ. فقه حدیث محتاج به بحث مفصلی است. امیرالمؤمنین در وصف ملائکه بیانش این است: من ملائكة أسكنتهم سماواتك و رفعتهم عن أرضك، هم آعلم خلقك بك. سر، از آسمان هفتم بالاتر، پا از ارضین پایین تر. ... خرت الملائکة ساجدین، غشیت أبصارهم وقتی آن نور را دیدند. این معنی زهراست. این است سرّ اینکه خلق از معرفت عاجزند، همه خلق؛ نه تنها انسان. ما عمری فاطمه گفتیم اما حقیقت این اسم را درک نکردم. قَالُوا: إِلَهَنَا وَ سَيِّدَنَا! مَا هَذَا النُّورِ؟ شماها باید فقه حدیث را دقت کنید- فَأَوْحَى اللَّهُ... - خدا وحی کرد ، طرف وحی کیست؟ جبرئیل. علَّمَهُ شَدِيدُ الْقُوَى، ذُو مِرَّةٍ فَاسْتَوَى، وَهُوَ بِالْأُفُقِ الْأَعْلَى  همچو کسانی غشیت أبصارهم. این باطن فاطمه است- فأَوْحَى اللَّهُ إِلَيْهِمْ - این جا عقل مبهوت است – هَذَا نُورٌ مِنْ نُورِي... این نوری است از نور خود من. کسی می‌فهمد که آیه نور را بفهمد. الله نور السماوات و الأرض مثل نوره کمشکاة. مشکاة زهراست، مصباح اول امام حسن مجتبی است، المصباح سیدالشهدا است، نور علی نور آن ظهوری است که تمام انبیا ،همه مرسلین در انتظار اشراق او هستند، یهدی الله لنوره من یشاء. نتیجه این شد: آیه نور فاطمه است، مصباح اول حسن بن علی، المصباح حسین بن علی، نور علی نور ولی عصر، آخرین فرزند معصوم اوست بعد که فرمود: هَذَا نُورٌ مِنْ نُورِي أَسْكَنْتُهُ فِي سَمَائِي خَلَقْتُهُ مِنْ عَظَمَتِي، أخرج از صلب پدر او همچو کسی را. بعد او اشرف انبیا است، آنچه به او می‌دهیم سیدة النسا اما سیده نساء مؤمنین، سیده نساء بنی آدم، سیده نساء اهل جنت. فهم این مطلب... اهل جنت کی هستند؟ یکی آسیه که میخ‌ها بر سینه آسیه کوبیده شد، همچو گوهری کنیز صدیقه کبری است. آیا فهم مقامات او فوق تصور ما هست یا نه؟ بعد أوحی الله إلیهم هَذَا نُورٌ مِنْ نُورِي أَسْكَنْتُهُ فِي سَمَائِي خَلَقْتُهُ مِنْ عَظَمَتِي، أخرج از صلب نبی من انبیائی این گوهر را که أُفَضِّلُهُ عَلَى جَمِيعِ الْأَنْبِيَاءِ وَ أُخْرِجُ مِنْ ذَلِكَ النُّورِ ... از این نور ائمه‌ای اخراج می‌کنم که آن‌ها قیام به امر من می‌کنند.
 
رأی النبی فاطمه...آمد به دیدن. دخترش را دید اما با این وضع: لباس یک پوششی از پشم شتر. هم دستاس می‌کرد، هم فرزندش را شیر می داد. بعد که پیغمبر این منظره را دید، شروع کرد به اشک ریختن، جبرئیل نازل شد، گفت: یا رسول الله! وَلَسَوْفَ يُعْطِيكَ رَبُّكَ فَتَرْضَى. فقه حدیث این است: آنچه خدا عطیه کرد به خاتم، اثر آبله دست فاطمه بود. وَلَسَوْفَ يُعْطِيكَ رَبُّكَ فَتَرْضَى. ما این مطلب را نمی‌فهمیم، مگر وقتی بفهمیم که امام (علیه السلام) دستور می‌دهد که اگر خواستی استخاره کنی بگو: أللهُمَّ إنّيٖ أسْألُکَ بِفٰاطِمَةَ وَ أبيٖهٰا وَ بَعلِهٰا وَ بَنيٖهٰا وَ السِّرِّ الْمُسْتَوْدَعِ فيٖهٰا؛ این چنین بگو بعد استخاره کن! استخاره چیست؟طلب خیر از خدا.
 
و بی جهت نیست که امام صادق(ع) در روایتی فرمود هر کس به شناخت حقیقی فاطمه(علیها السلام) دست یابد بی گمان شب قدر را درک کرده است.
 
ایکنا
نام:
ایمیل:
* نظر: