send print
3- چه شباهت‌هایی میان پیامبران الهی و امام زمان وجود دارد؟
پاسخ در مقام پاسخ به پرسش فوق، ذکر چند روايت در اين زمينه کافى است، لذا توجه شما را به نمونه هايى از اخبار وروايات معصومين عليهم السلام جلب مى کنيم:

- امام زين العابدين (عليه السلام) فرموده است: (در قائم ما چند سنت از سنن پيغمبران است: يک سنت از آدم ويک سنت از نوح ويک سنت از ابراهيم، ويک سنت از موسى، ويک سنت از عيسى ويک سنت از ايوب وسنتى از محمد (صلى الله عليه وآله وسلم)، اما آن سنتى که از آدم ونوح دارد طول عمر است، از ابراهيم پنهان بودن ولادتش ودورى گزيدن وى از مردم است، از موسى ترس وغيبت از مردم، از عيسى اختلافى که مردم درباره او دارند، از ايوب، فرج بعد از شدت، واز محمد (صلى الله عليه وآله وسلم) قيام با شمشير است). (1)

محمد بن مسلم روايت نموده که گفت: خدمت امام باقر (عليه السلام) رسيدم تا درباره قائم آل محمد (صلى الله عليه وآله وسلم) از آن حضرت پرسشى کنم. پيش از آنکه من سؤالى بنمايم، فرمود: اى محمد بن مسلم، در قائم آل محمد (صلى الله عليه وآله وسلم) پنج شباهت از پيغمبران است: شباهت يونس بن متى، يوسف بن يعقوب، موسى، عيسى ومحمد صلوات الله عليهم.

شباهتى که به يونس دارد، غيبت اوست که بعد از پيرى به صورت جوانى به سوى قريش بازگشت. شباهت او به به يوسف؛ غيبت وپنهانى او از خواص خود وعموم مردم وبرادرانش واشکالى بود که کار او براى پدرش يعقوب پديد آورده بود، با اينکه مسافت بين او وپدر وکسان وعلاقمندانش نزديک بود. شباهتى که به موسى دارد، ترس ممتد او از مردم وغيبت طولانى ومخفى ماجراى ولايتش، وپنهان گشتن پيروان او به واسطه آزار وخوارى که بعد از وى به آنها رسيد؛ تا جايى که خداوند متعال، فرمان را صادر کرد وبر دشمنانش پيروز داشت. شباهت او به عيسى، اختلافى است که مردم درباره او دارند. زيرا جماعتى گفتند: او متولد نشده، وعده اى گفتند: او مرده است، وگروهى نيز گفتند: او را کشتند وبه دار آويختند.

واما شباهتى که به جد خويش حضرت محمد (صلى الله عليه وآله وسلم) دارد، قيام به شمشير وکشتن دشمنان خدا ورسول وجباران وگردنکشان وپيروزى وى به وسيله شمشير ورعبى است که در دلها پديد مى آورد، از جمله علامات قيام او وخروج سفيانى از جانب شام وشخص يمنى از يمن، وصدايى آسمانى در ماه مبارک رمضان، وندا کننده اى است که او را به نام ونام پدرش صدا مى زند). (2)

پي نوشته ها :

(1) کمال الدين وتمام النعمه، شيخ صدوق، ص 322.

(2) مهدى موعود، ترجمه ونگارش على دوانى، ص 481.