send print
3- چه تناسبي ميان انتظار موعود و حيات پويا، كسب علم، ظلم ستيزي، مبارزه با فساد وجود دارد؟
اگر مفهوم انتظار به درستى فهميده شود، معلوم مى‏گردد بين انتظار موعود و حيات پويا و ظلم ستيزى و ريشه كنى فساد از زمين، ملازمه هست و روايات فراوانى كه فضيلت انتظار و مقام منتظران را بيان مى‏كند، اين تصوير زيبا را ارائه كرده است. در پرتو انتظار موعود، حركت‏هاى اصلاحى شكل مى‏گيرد و به بركت آن، حيات انسانى، مفهوم و جايگاه الهى خود را پيدا مى‏كند و بشر را به سوى اهداف والاى انسانى به پيش مى‏برد.
انتظار، اميد مى‏آورد و اميد به آينده روشن، سبب حركت و نشاط و پويايى مى‏گردد. اميد به تحقّق ارزش‏ها سبب تقويت روحيه صالحان مى‏گردد و بسيج عمومى به سوى رفع ظلم و فساد را اعلام مى‏دارد. اميد به موعود جهانى و انقلاب ارزشى او، هر گونه سستى، افسردگى، سكوت و سكون را از افراد برمى‏دارد و اقدام و عمل و تحرّك را به جاى آن مى‏نشاند.
گفتنى است به رغم اين انگاره روشن، دو نوع برداشت متفاوت و جدا از هم از «انتظار» صورت گرفته است:
1. انتظارى كه سازنده، نگه‏دارنده، تعهّدآور، نيروآفرين و تحرّك بخش است ؛ به گونه‏اى كه مى‏تواند نوعى عبادت و حق‏پرستى شمرده شود.
2. انتظارى كه سستى، بى‏تفاوتى و تحمل اسارت و سلطه از نشانه‏هاى بى‏نشان آن است.
يك. انتظار منفى و ويرانگر
در اين نگرش، انتظار، عامل ركود و عقب ماندگى است و منتظران از هر تلاش و كوشش اصلاحى دست مى‏شويند و در برابر زور و فشار و ظلم و فساد راه خاموشى و سكوت در پيش مى‏گيرند. حتّى به اين باور مى‏رسند كه مى‏بايست به گسترش جور و فساد كمك كنند و يا نسبت به آن بى‏تفاوت باشند تا گيتى پر از ستم و تباهى گردد و ظهور مهدى موعود نزديك شود. چنين انديشه‏اى باعث انزوا و دورى از عرصه سياست مى‏شد و گاهى ابزار دست حكومت‏هاى جور براى انحراف اذهان و سوء استفاده از افكار مهدى باورى بوده است!
به نظر شهيد مطهرى؛ انتظار ويرانگر، برداشت قشرى از مهدويت و قيام مهدى موعود است ؛ به طورى كه برخى گمان مى‏كند قيام حضرت مهدى(عج)، صرفاً ماهيّت انفجارى دارد و تنها به دنبال گسترش و رواج ظلم، تبعيض و تباهى‏ها شكل مى‏گيرد ر.ك: قيام و انقلاب مهدى، ص 62.. اين ديدگاه جايگاه خاصى در شيعه نداشته و با پيروزى انقلاب اسلامى ايران و رهبرى و روشنگرى‏هاى امام خمينى، رو به افول و خاموشى نهاده است.

دو. انتظار مثبت و سازنده‏
بر اين اساس، انتظار همه گاه جنبش آفرين، سرچشمه قيام و مقاومت و ايثار و حركت مى‏باشد و حالت فرسايشى و سست كنندگى ندارد ؛ زيرا منتظر مى‏تواند با تلاش و زمينه سازى خود، فرج و گشايش را نزديك كند و امكانات و بسترهاى فرهنگى، نظامى، سياسى و اجتماعى آن را فراهم سازد.
نقطه شكوفايى و اوج اين تفكّر (انتظار مثبت)، در عصر پيروزى انقلاب اسلامى ايران نمودار گشت ؛ و دوران تاريك و پر از ظلم و فساد رژيم پهلوى را از صفحه تاريخ محو كرد. آگاهى فزون‏تر علما و عموم شيعيان، زمينه را براى ظهور و بروز آثار و پيام‏هاى اصلى انتظار فراهم ساخت و آن عبارت بود از: عدم پذيرش نظام فاسد حكومتى، عدم تحمل ظلم و ستم فراوان و دين‏ستيزى آشكار و تشكيل حكومت دينى در راستاى تعميق بخشى به انديشه مهدويت. پس «انتظار ظهور مهدى موعود» منشأ خمودگى و ركود جوامع اسلامى نيست و عدم تحقّق آن تا امروز، موجب دلسردى و يأس نمى‏شود ؛ زيرا در روايات متعددى بيان شده است كه دوران غيبت، دوره امتحان و آزمايش مردم است. بايد تلاش كرد تا با تقويت باورها و اعتقادات در مقابل سختى‏هاى زمان غيبت، مقاومت كرد و در عين حال، خود را براى ظهور و شركت در قيام امام مهدى(عج) آماده ساخت.
البته آثار انتظار منحصر در بُعد «سياسى» نيست ؛ بلكه انتظار و مهدى باورى، زوايا و ابعاد مختلفى دارد. از جمله:
1. بُعد توحيد ؛ انتظار در ماهيت خود، انسانِ منتظر را متوجّه خداى جهان مى‏كند. توجّه به خدا و طلب فرج از درگاه او، از مهم‏ترين اصول «مهدى باورى» است.
2. بُعد نبوت ؛ منتظران چشم به راه كسى هستند كه در او، صفات و آثار پيامبر گرد آمده است. هر كس دوست دارد، آدم، نوح، ابراهيم، موسى، عيسى و محمد را ببيند، مى‏تواند چهره آنان را در مهدى(عج) ببيند. او مى‏آيد تا آرمان پيامبران را تحقّق بخشد و دين خدايى را بگستراند و نداى توحيد را به همه عالم برساند.
3. بُعد قرآنى ؛ مهدى(عج)، زنده كننده همه احكام قرآن است. انسان منتظر همواره اين آرمان را در دل زنده مى‏دارد كه روزى با ظهور آن حضرت، قرآن و آموزه‏هاى آن در سراسر جهان حاكميت يابد و برنامه زندگى گردد.
4. بُعد امامت ؛ مهدى، وصى صدّيقين و خاتم ائمه طاهرين است. امامان پيشين يكايك او را ياد كرده‏اند. او فرزند و يادگار و ادامه دهنده راه آنان است. مهدى، مظهر قائم امامت است و انتظار ظهور او، بزرگ‏ترين تأكيد بر اصل امامت و رهبرى است.
5. بُعد عدل ؛ انتظار مهدى، انتظار ظهور عدل است. او جهان آكنده از بيداد را، از داد پر مى‏سازد و عدل خدايى را در همه جا و همه سو سرايت مى‏دهد.
6. بُعد معاد ؛ در امر انتظار، اصل اعتقادى بسيار مهم «معاد» و بازگشت مسئولانه به نزد خداوند، همواره حضور دارد... مهدى به هنگام ظهور، ستمگران را كيفر مى‏دهد و ظالمان را به سزاى اعمال خود مى‏رساند و مؤمنان را عزيز مى‏دارد. به هنگام ظهور او، گروهى از پاكان و پليدان به جهان بازمى‏گردند (و پليدان كيفر و مجازات مى‏بينند). از علايم حتمى فرا رسيدن رستاخيز، ظهور مهدى است، تا او نيايد، عمر جهان به سر نمى‏رسد و قيامت برپا نمى‏گردد... محمد رضا حكيمى، خورشيد مغرب، ص 265 و 266..
7. بُعد دانش و خردورزى ؛ مهم‏تر از همه، توجه ويژه منتظران به علم و دانايى است ؛ به طورى كه در پرتو ظهور حضرت، عقل و خرد جامعه بشريت كامل مى‏گردد و زمينه‏هاى رشد، توسعه و سعادت در تمام زمينه‏هاى علمى، معنوى، صنعتى و آبادانى فراهم مى‏شود.