send print
2- آيا حضرت مهدى عليه السلام با شمشير قيام خواهند كرد؟
براى استقرار حکومت جهانی حضرت مهدی(عج) باید حکومت هاى خود کامه و بیدادگر از صحنه جهان خارج شوند؛ و براى خارج کردن آنها، لااقل در شرایط کنونى یک «سلاح برتر» لازم است؛ سلاحى که شاید حتّى تصوّرش امروز براى ما ممکن نیست.
آیا این سلاح چیزى همانند یک «اشعّه مجهول و مرموز» است که کاربردش ماوراى همه سلاح هاى کنونى است و مى تواند همه آنها را خنثى کند و نقشه استفاده ابرقدرت ها را از آن عقیم بگذارد؟
یا یک نوع تأثیر مرموز روانى و از کار انداختن دستگاه هاى فکرى آنها حتّى از راه هاى دور است که نتوانند هیچ گونه فکرى براى استفاده از سلاح هاى مخرّب کنونى بکنند؟
و یا چیزى از قبیل احساس یک نوع ترس و وحشت فوق العاده که مانع هر گونه تصمیم گیرى در این زمینه شود؟
و یا چیز دیگر... نمى دانیم. و نمى توانیم نوع این سلاح را نه از نظر مادّى یا روانى بودن و نه از جهات دیگر تعیین کنیم؛ همین اندازه اجمالا مى توانیم بگوئیم یک سلاح برتر خواهد بود.
و نیز مى دانیم آن سلاح، سلاحى نیست که گناه کار و بی گناه را با هم نابود کند و پایه هاى عدالت آینده، بر ظلم و ستم امروز بگذارد.
تنها این سؤال باقى مى ماند که پس این همه تعبیرات مربوط به «قیام به شمشیر» در مورد مهدى(علیه السلام) چه مفهومى دارد؟ حتّى در دعاهایى که درس آمادگى براى شرکت در این جهاد آزادى بخش بزرگ مى دهد انتظار آن روز را مى کشیم که با شمشیر کشیده «شاهراً سیفه» در صفوف این مجاهدین قرار گیریم.
امّا حقیقت این است که «شمشیر» همیشه کنایه از قدرت و نیروى نظامى بوده و هست همانگونه که «قلم» کنایه از علم و فرهنگ است.
شک نیست که حتّى در میدان جنگهاى سنّتى پیشین سلاح هاى مختلفى جز شمشیر به کار مى رفته، همچون تیر و نیزه و خنجر، ولى همواره مى گویند اگر در برابر فلان موضوع سر تسلیم فرود نیارید «حواله شما با شمشیر است» یا گفته مى شد «به زور شمشیر حقّ خود را مى گیریم».
یا از قدیم معروف بوده «کشور با دو چیز اداره مى شود، قلم و شمشیر» و همه این ها جنبه سمبولیک دارد و مفهوم آن تکیه بر قدرت و استفاده از نیروى نظامى است.
ضرب المثل هاى زیادى امروز در این زمینه در دست است؛ مى گویند:
«فلان کس شمشیر را از رو بسته!» یعنى، آشکارا قدرت نمائى مى کند.»
«شمشیر میان ما و شما حکومت خواهد کرد!» اشاره به این که جز از راه جنگ مساله حل نمى شود.
«شمشیرها را غلاف نمى کنیم تا به هدف برسیم!» کنایه از اینکه مبارزه را تا آخر ادامه خواهیم داد.
«فلان کس شمشیرش را غلاف کرده!» یعنى، دست از مبارزه برداشته است.»
«فلان کس شمشیر دو دم است!» یعنى، از دو سو مبارزه مى کند.»
در تمام این تعبیرات شمشیر کنایه از قدرت و مبارزه است؛ در روایات اسلامى نیز مى خوانیم:
«الجنّة تحت ظلال السّیوف»؛ (بهشت در سایه شمشیرهاست).
«السّیوف مقالید الجنّة»؛ (شمشیرها کلیدهاى بهشتند!)
همه اینها اشاره به جهاد و جانبازى و استفاده از قدرت است؛ و این گونه تعبیرات سمبولیک از «شمشیر» یا «قلم» در زبان هاى مختلف فراوان است.
از اینجا روشن مى شود که منظور از قیام مهدى(علیه السلام) به سیف، همان اتّکاى بر قدرت است؛ براى اینکه چنین گمان نشود که این مصلح بزرگ آسمانى به شکل یک معلم، یا یک واعظ، و یا راهنماى مسائل اجتماعى ظاهر مى شود و رسالت او تنها اندرز دادن مردم است.
بلکه او یک رهبر دورنگر و دور اندیشى است که نخست از حربه منطق بهره گیرى کافى مى کند، و آنجا که گفتار حق سودى نبخشد که در مورد بسیارى از زورگویان و جبّاران سودى هم نخواهد داد، دست به شمشیر مى برد یعنى، متوسّل به قدرت مى شود و ستمکاران را بر سرجاى خودشان مى نشاند؛ یا در صورت لزوم، وجود کثیفشان را از سر راه بر مى دارد؛ و شک نیست که براى اصلاح گروهى از مردم جز این راهى نیست که گفته اند:
«النّاس لا یقیمهم الاّ السّیف»؛ (کار مردم جز با شمشیر راست نشود!)
و به تعبیر دیگر، او تنها وظیفه اش روشنگرى و ارائه راه نیست بلکه وظیفه مهمترش ـ علاوه بر این ـ اجراى قوانین الهى و به ثمر رساندن انقلاب تکاملى اسلام و رساندن به مقصد و ایصال به مطلوب است.(1)