send print
3- در نامه حضرت مهدی علیه السلام به شیخ مفید به چه مطالبی اشاره شده است؟
دو توقيع به شيخ مفيد رحمه الله



شيخ طبرسي رحمه الله در کتاب « الاحتجاج » دو نامه اي را که از ناحيه ي مقدمه حضرت مهدي ارواحنا فداه براي شيخ مفيد رحمه الله فرستاده شده نقل کرده است .

در اين دو نامه اشاره به برخي مطالب صحيح و عالي شده و نيز از برخي مسائل به طور رمز و اشاره خبر داده است . (1)

نامه ي اول در اواخر ماه صفر سال 410 هجري سه سال قبل

از وفات شيخ مفيد رحمه الله به دست او رسيد است .

و نامه ي دوم در سال 412 هجري يعني يک سال قبل

از وفات شيخ

به دست او رسيده است .

و اين درحقيقت بعد از گذشت هشتاد سال از وفات

شيخ علي بن محمد سمري سفير چهارم است که همان انتهاي غيبت صغري و شروع کبري غيبت بري در سال 329 هجري است .



فرستنده ي نامه اول مي گويد :

اين نامه ي را از منطقه اي که متصل به حجاز است آورده است .

و از اين کلام استفاده مي شود که

امام در آن هنگام در نواحي حجاز ساکن بوده است ،

و اين نامه را توسط برخي از خواص

براي شيخ نواحي حجاز ساکن بوده است،

و اين نامه را توسط برخي از خواص براي شيخ مفيد رحمه الله فرستاده اند .



نامه ي دوم نيز در اول ماه شوال سال 412

از ناحيه ي مقدسه براي شيخ فرستاده شد .

و در روز پنجشنبه 23 ماه ذي حجه همان سال به دست شيخ رسيده است .

يعني سه ماه و هفت روز کم در بين راه در دست قاصد بوده است .

هر دو خطاب به املاي حضرت مهدي عليه السلام و

خط برخي از ثقات و معتمدين نزد امام زمان ارواحنا فداه بوده

همان گونه که از ظاهر رساله اولي و نص رساله دوم استفاده

مي شود .

و آخر هر دو نامه ي مزين به چند سطري کم از خط خود امام است

که شهادت و گواهي بر صحت نامه است.

امام در آن کلمات به شيخ مفيد رحمه الله امر مي کند

تا اين رساله را از هر کس مخفي بدارد ، ولي نسخه اي از آن را بردارد

تا موثقين از اصحابش بر آن مطلع شده يا شفاهاً به اطلاع آن ها برساند. (2)



سند دو توقيع



سند اين دو توقيع رااز جهاتي ميتوان مورد توجه قرار داده

و براياعتبار آن چاره اي انديشيد ، گرچه شيخ طبرسي

که تنها ناقل اين دو توقيع است آن ها را مرسلاً

و بدون سند نقل کرده است .

1- طبرسي اين دو روايت را از مسلمات به حساب آورده

که اين به نوبه ي خود دلالت بر اعتقاد به صحت سند نزد او دارد .

و ممکن است که طبرسي به جهت شهرت و وضوح اين دو توقيع ،

سند آن ها را حذف کرده است، همان گونه که سند بسياري از

روايات را حذف کرده است .

2 - مضامين عالي که در اين روايت است و

نيز خبرهاي صادقي که در آن دوبه آن ها اشاره شده نيز

از جمله شواهد صدق اين دو توقيع

و انتساب به حضرت مهدي ارواحنا فداه است .

و امري که موجب ازدياد و اطمينان به اين دو توقيع است

اين که محدث بحراني بعد از آن که

اشعار منسوب به امام زمان عج در رثاي شيخ مفيد را نقل مي کند .

که بر قبر او نوشته شده بود ، مي فرمايد :

« اين اشعار از امام زمان عليه السلام نسبت

به شيخ مفيد رحمه الله علیه

بعيد نيست ، بعد از آن که توقعياتي از ناحيه

حضرت ارواحنا فداه براي شيخ فرستاده شد ،

توقعياتي که مشتمل بر تعظيم و اجلال فراواني بوده است ... » .

آن گاه مي گويد :

« شيخ يحيي بن بطريق حلي در رساله ي

نهج العلوم الي نفي المعدوم

معروف به « سؤال اهل حلب »

دو طريق در تزکيه شيخ مفيد ذکر کرده است :

الف ) صحت نقل او از ائمه طاهرين عليهم السلام ،

آن طوري که در تصانيف او از مقنعه و ديگر کتب ذکر شده است .

ب ) آنچه را که عموم شيعه روايت کرده

و مورد قبول قرار داده است که صاحب الامر -

صلوات الله و سلامه عليه و علي آبائه -

دو نامه به او نوشته است به اين نحو که در هر سال يک نامه ،

و عنوان نامه ، « به سوي بردار سديد ... » است ،

و اين بالاترين تعبير در مدح و تزکيه و ثناي شيخ مفيد

در گفتار امام امت و جانشين ائمه است .

گفتار ابن بطريق دلالت دارد بر اين که اين

دو توقيع مورد اجماع است .

و نيز از کلام طبرسي در مقدمه ي « احتجاج » استفاده مي شود

که اين دو توقيع از قسم احاديثي است که مورد اجماع علما بوده

و لذا سند آن دو را ذکر نکرده است .

ابن شهر آشبو در « معالم العلماء »

و در ترجمه ي شيخ مفيد مي گويد :

« صاحب الزمان عليه السلام او را شيخ مفيد ناميد ... ». (3)

ظاهراً مراد او همان چيزي است که

در توقيع حضرت به شيخ مفيد آمده است . که فرمود

: « للأخ السديد و الولي الرشيد ، الشيخ المفيد ... ».

3- طبرسي در مقدمه ي کتاب « احتجاج » مي گويد :

« بيشتر رواياتي را که نقل مي کنيم سند آن ها را نمي آوريم

يا به جهت وجود اجماع بر آن روايت است ،

و يا به جهت موافقت آن با دليل عقل و يا شهرت آن در سيره ها و کتاب ها بين مخالفت و موافق ... ».(4)

اين دو توقيع نيز از يکي از اين سه احتمالي خالي نيست .

4 مصلحت عمومي نيز اقتضاي صدور چنين نامه ها و توقيعاتي را در اوايل عصر غيبت کبري داشته است .

يکي اين که حضرت با اين نامه ها به جماعت شيعيانش

دستورات لازم را برساند و ديگر اين که با فرستادن

اين نامه ها به دست علماي صالح امثال شيخ مفيد رحمه الله

رياست و زعامت او را تثبيت کرده ، مردم را به اطاعت

از او در عصر غيبت کبري تشويق کند .

همان گونه که در نامه ي خود به ابن بابويه خطاب به او فرمود :

« يا شيخي ! يا اباالحسن ».

پي‌نوشت:

1- احتجاج ، ج2 ، ص 597 - 602.

2- تاريخ الغيبه الکبري ، ص 140 و 141.

3- معالم العلماء ، ص 113 ، رقم 765.

4- مقدمه ي احتجاج ، ص 14.

منبع: کتاب غيبت کبري