send print
3- برهان لزوم عقل بالفعل چگونه بر وجود امام زمان‏ دلالت دارد؟
فارابي برهاني را اقامه کرده که قابل انطباق بر وجود امام زمان‏عليه السلام است. او مي‏گويد: «هر عضوي از اعضاي مدينه فاضله را صلاحيّت آن نيست که رياست مدينه فاضله را بر عهده گيرد. رئيس مدينه فاضله نمي‏تواند هر کسي باشد، زيرا رياست به دو چيز است: يکي آنکه شخص از حيث سرشت و طبيعت آماده آن مقام باشد. ديگر آنکه ملکه و هيئت ارادي چنان کاري را داشته باشد. چنين انساني، انسان کامل است که بالفعل هم عقل است و هم معقول.... اين رئيس هم معلّم است و هم مرشد و هم مدبّر...». [1] فارابي براي برپايي اجتماع، وجود معلّم را که همان امام است ضروري مي‏داند. و اين يکي از عقايد شيعه است که بايد امام بر اجتماع، اشراف کامل داشته باشد.
اين فيلسوف بزرگ، امام را عقل بالفعل مي‏داند، يعني انساني که همه امکانات عقلي، طبعي و کسبي در وجود او در مرتبه کمال و نهايي به فعليّت رسيده و دائم‏الاتصال به عقل فعّال است، بلکه خود به گونه‏اي عقل فعّال است. فارابي چنين شخصي را شايسته آن مي‏داند که در رأس جامعه قرار گيرد و معلّم و مربّي و امام و رئيس باشد. در نظر او اين گونه رئيسي در جامعه به منزله قلب است در بدن انسان.