send print
4- در قرآن آمده است كه ابليس از خداوند تا روز قيامت مهلت خواست؛ اما خداوند فرمود: «الي يوم الوقت المعلوم» منظور از آن، كدام روز و وقت است؟
4- در قرآن آمده است كه ابليس از خداوند تا روز قيامت مهلت خواست؛ اما خداوند فرمود: «الي يوم الوقت المعلوم» منظور از آن، كدام روز و وقت است؟

جريان گفت و گوي شيطان با خداوند و مهلت خواستن او تا روز قيامت، در سورة مبارك حجر (آيات 37و 38) و سوره شريف ص (آيات 80 و 81) كه در آن، درخواست شيطان و پاسخ خداوند متعال، اينگونه مطرح شده است. قال رب فأنظرني إلي يوم يبعثون. قال فإنك من المنظرين إلي يوم الوقت المعلوم؛ گفت: پروردگارا! پس تا روزي كه برانگيخته مي‌شوند مرا مهلت بده گفت: پس تو از مهلت داده‌شدگان هستي، تا روز معيّن و وقت معلوم. منظور از «وقت معلوم» با توجه به سياق آيه، غير از روز قيامت است؛ چون پاسخ خداوند به درخواست شيطان، به گونه اي است كه مي‌فهماند با اصل درخواست وي موافقت شده و خداوند اجازه و مهلت به شيطان داده است. «فانك من المنظرين؛ تو از مهلت دادهشدگاني»؛ ولي مقدار مهلت مورد نظر شيطان را نپذيرفته است؛ زيرا شيطان پايان مدت مورد نظر خود را روز قيامت و فرا رسيدن رستاخيز عنوان كرده است؛ «الي يوم يبعثون»؛ اما خداوند متعال اين مهلت را به «وقت معلوم» كه زمان معين و مشخص در علم الهي است، منوط كرده است و اين وقت معلوم، قطعاً غير از روز قيامت، است. اما اينكه «وقت معلوم» چه دوره و زماني است، در رواياتي كه ذيل اين آيه وارد شده، پاسخ داده شده و مراد از آن را زمان ظهور حضرت بقية الله(عج) معرفي كرده است. اسحاق بن عمار ميگويد: از امام صادق(عج) دربارة اين آيه سؤال كرده، منظور خداوند را از مدت مهلت دادن به شيطان جويا شدم. حضرت فرمود: الوقت المعلوم يوم قيام القائم(عج) فاذا بعثه الله كان في مسجد الكوفه و جاء ابليس حتي يجثو علي ركبتيه فيقول: «يا ويلاه من هذا اليوم» فيأخذ بناصيته فيضرب عنقه. فذلك يوم الوقت المعلوم منتهي اجله؛ مراد از وقت معلوم كه خداوند شيطان را تا آن زمان مهلت داده است، در روزگار قيام قائم است. هنگامي كه خداوند، او [= حضرت مهدي] را برانگيزد، حضرت در مسجد كوفه استقرار مييابد. شيطان در حالي كه با زانوهاي خود به سوي حضرت ميرود [كنايه از بازداشت و تسليم شدن] در كوفه كه مقر حكومت او است، آورده ميشود. در آن لحظات شيطان از شدت خوف آن روز، فرياد واويلا سر ميدهد. آنگاه حضرت مهدي(عج) پيشاني او را ميگيرد و گردنش را ميزند. اين روز، همان روز معلومي است كه خداوند در قرآن فرموده است. مرحوم علامه طباطبايي نيز، در تفسير اين آيه ميفرمايد: مراد از وقت معلوم كه خداوند آن را آخرين مهلت براي شيطان قرار داده، روزي است كه خداوند جامعة بشري را [با ظهور دولت كريمه حضرت مهدي(عج) ] به تمام معنا اصلاح نمايد و ريشة فساد را به كلي قطع فرمايد؛ به گونهاي كه كسي جز خداوند پرستيده نشود. دربارة روايت امام صادق(ع) احتمال دارد مراد حضرت از كشتن شيطان محدود و بيتأثير كردن اغواگري شيطان در آن زمان باشد و حضرت اين معناي كنايي را در نظر داشته باشد؛ ولي ظاهر عبارت حضرت بر كشتن شيطان دلالت دارد. در هر حال، چه منظور كشتن شيطان باشد و چه از كار انداختن او، آنچه مسلم است اين است كه در عصر حاكميت مطلق دين الهي در حكومت مهدوي، جامعة توحيدي خالص و به دور از هرگونه گناه و شرك، پايهريزي ميشود؛ «يَعْبُدُونَنِي لَا يُشْرِكُونَ بيشَيْئاً». در چنين دوراني كه به بركت رهبري معصوم(ع) عقلهاي مردم به بيشترين رشد و شكوفايي رسيده، جامعه بر اساس اخلاق و تربيت الهي، ساخته ميشود، نقشي براي شيطان و اغواگري او باقي نميماند؛ هر تفسيري كه از كشته شدن و پايان مهلت او بشود، نتيجه يكي خواهد بود و شيطان در عمليات گمراهسازي مردم، به پايان كار خود خواهد رسيد. تذكر اين نكته نيز لازم است كه كشته شدن شيطان يا بيتأثير بودن او، با تكليف انسانها منافاتي ندارد؛ زيرا انگيزه هاي معصيت، تنها وسوسه هاي شيطان نميباشد؛ بلكه وسوسه هاي نفساني و عوامل دروني و نيز انگيزه هاي بيروني، از عوامل تحريك انسان به گناه است كه همواره وجود دارد و راه معصيت، همچنان باز است. با اين تفاوت كه انسانهاي آن جامعه با توجه به رشد عقلاني فوقالعاده و تربيت بيمانندي كه در پرتو حكومت حضرت نصيب آنان ميشود، با آگاهي و اختيار، از آلودگي و معصيت دوري كرده، راه اطاعت و بندگي الهي را پيش ميگيرند. پس طبيعت انسانهاي آن زمان، تبديل نمي‌شود؛ بلكه درجة اعلاي آگاهي و ايمان آنان موجب ميشود كه انجام گناه، به حداقل ممكن برسد.